بایرامینیز قوتلو اولسون
تاريخ مصرف کارت کرد
رضا تورک
Riza_turk@yahoo.com
بعد از حوادث 11 سپتامبر و حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه که یکی از نقاط بسیار حساس و از مراکز ثقل قدرت محسوب میشود نظم نوینی در عرصه منطقه ایی و حتی جهانی شکل گرفت. هرچند که پس از پایان جنگ سرد تقسیم بندی بلوک شرق و غرب کم کم از ادبیات سیاسی جهانی رخت بربست اما تحولات اخیر خاورمیانه عکس این مساله را نشان می دهد بگونه ایی که میتوان گفت حمله نظامی آمریکا به افغانستان و در پی آن به عراق در واقع تقابل مجدد و نظامی قدرت شرقی (روسیه و متحدانش) در برابر قدرت غربی (آمریکا، اسراییل و اروپا) است که در این بین کشورهایی نظیر ایران، ترکیه، عراق، افغانستان، سوریه و نیز کشورهای عربی منطقه بصورتی علنی و روسیه و چین و برخی دولتهای اروپایی بشکلی غیر علنی در مقابل ظاهرا آمریکا و باطنا قدرت غربی صف آرایی کرده اند که البته ما در این مقال به جزئیات نظم نوین منطقه نخواهیم پرداخت بلکه در این بازار شلوغ و پیچیده خاورمیانه به بررسی مساله کرد در آذربایجان و منطقه می پردازیم.
خاورمیانه بجهت ساختار غیردموکراتیک و استبدادی بسیاری از دولتهای منطقه در واقع زندان ملیتها و اندیشه هاست که فرقه های مذهبی و گروههای ایدئولوژیکی و نیز تورکهای جنوب آذربایجان، تورکهای عراق، کردها، اعراب ایرانی و ... از جمله مهمترین ملل سرکوب شده و ستمدیده خاورمیانه هستند که جزو نقاط آسیب پذیر دولتهای حاکمشان و جزو نقاط برتری آمریکا محسوب میشوند. در این بین کردها بعنوان گروهی قومی که در سیر تاریخ و به واسطه تحولات سیاسی در چهار کشور ایران، عراق، ترکیه و سوریه پراکنده اند در کشور عراق مورد نظر آمریکا قرار گرفته اند. اکراد امروزه دارای ویژگیهایی هستند که اعراب سنی و شیعه و تورکهای عراق آن ویژگیها را دارا نیستند، اساسا تقویت نقش بازیگری اعراب شیعه در صحنه سیاسی عراق و خاورمیانه با مخالفتهای جدی کشورهای عربی سنی مذهب همراه خواهد بود چراکه آنان به نفوذ رژیم شیعه مذهب جمهوری اسلامی در بین شیعیان عراقی واقفند و در صورت قدرت یابی شیعیان در عراق و تکمیل ((هلال شیعی)) در واقع ایران موقعیت خود در منطقه را مستحکمتر میکند که این مساله با خواست آمریکا و منافع ملی دول قدرتمند و نیز دولتهای عربی منطقه منافات دارد. اعراب سنی در عراق نیز که در زمان صدام حسین حاکمان اصلی عراق بودند و بیکباره شاهین قدرت آنها به افول گراییده، از انسجام لازم برای ایفای بازیگری فعال در صحنه های سیاسی منطقه برخوردار نیستند و 3 میلیون تورک عراق نیز متاسفانه با بی تدبیریهای گذشته شان اکنون از موقعیتی تقریبا ضعیف برخوردارند. در چنین اوضاعی شرایط پراکنش جمعیتی اکراد در کشورهای فوق الذکر و روحیات بلند پروازانه و توسعه طلبی کردی که بیشتر از احساسات نشات میگیرد نه واقعیات و نیز وجود گروههای مسلح و تروریستی کردی در منطقه که اتفاقا اینها بوسیله قدرتهای شرقی و دول منطقه ایجاد شده اند زمینه های حمایت آمریکا از اکراد را فراهم آورده است و اکراد امروز سربازانی ایدئولوژیک و ارزان قیمت ولی انرژیک برای آمریکائیان هستند و بعنوان یکی از بازیگران فعال فعلی صحنه سیاست خاورمیانه محسوب میشوند، در یک جمله می توان گفت اکراد هم اکنون نقش ((اهرم فشار)) آمریکا در برابر کشورهای ایران، ترکیه، سوریه و عراق را ایفا می کنند و آمریکا در راستای حفظ و تقویت منافع ملی اش درصدد است با تقویت این سربازان ارزان قیمت حلقه فشار را بر این دول تنگتر نماید....
ادامه مطلب
توپونيم هاي سلماس
دکتر توحید ملک زاده
توضيح: مطلب ذيل عينا از فصل دوم کتاب ارزشمند ((تاريخ ده هزار ساله سلماس و غرب آذربايجان)) نوشته مورخ و پژوهشگر نامی آذربايجان آقای دکتر ((توحيد ملک زاده)) اخذ شده است. اهميت و دليل انتشار آن در اينترنت توسط کميته مردمی دفاع از غرب آذربايجان در کاملا علمی و مستند بودن مطالب کتاب فوق الذکر است که در واقع ميتواند پاسخی کاملا علمی باشد برای تجاوزگرانی که چشم طمع بر اراضی سحرانگيز آذربايجان دارند.
ي ترديد يکي از مناسبترين وسيلة شناخت اوضاع فرهنگي و ائتنيکي يک منطقه و در عين حال پيچيده ترين وسايل شناخت آن ، مسألة نام و وجه تسمية مناطق جغرافيايي مي باشد كه بررسي صحيح وجه تسميه از طرفي مي تواند به روشن شدن وضع اقوام در دوره هاي باستان کمک شايان توجه کند و بالعکس تعبير اشتباه مي تواند سبب گمراهي علمي گردد.
نخستين گام در هر تجزيه و تحليل علمي، تعيين معني کلمات است. بالطبع اين امر مستلزم مقايسه و مقابلة کلمات با کلمات ديگر زبانهاي خويشاوند مي باشد،ولي بديهي است نخست بايد مشخص نمود که زبان مورد نظر ما با کدام زبانها قرابت دارد.براي تشخيص اين امر بررسي سوابق تاريخي منطقه و اسناد ومدارک کافي کمک شايان توجه مي کند.در دورة معاصر براي اولين بار کسروي سعي در تحليل اتيمولوژي اسامي جغرافيايي در آذربايجان نمود.ولي از آنجائيکه وي به تاريخ باستان آذربايجان توجهي نداشت و ريشة تمام لغتهاي آذربايجان را فقط وفقط در داخل زبانهاي هند و اروپايي جستجو مي کرد نتوانست به معناي صحيح نام اين مناطق جغرافيايي پي ببرد و
مي گويد:((اگر در آذربايجان هم به نامهاي رودها و کوهها و آباديها بپردازيم يک رشته از آن نامهاييست که معناي روشني ندارد همچون تبريز و خوي و سلماس و اورمي و ويجويه و ليل آوا و الوار و آستارا و اوجان و ارس و ازناب و بسياري مانند اينها[1]. ودر جايي مي نويسد:((ما هيچ مانندگي ميانة آنها با زبان هاي آريان نمي بينيم مانند خوي و سلماس و ارومي و مانند اينها[2])).
از ديگر سو با توجه به عدم بررسي علمي و صحيح اسامي خاص جغرافيايي در آذرايجان شاخه اي از اتيمولوژي (وجه تسميه شناسي)با عنوانFolk etymology (وجه تسمية عاميانه)در اکثر شهرهاي آذربايجان به وجود آمد،که انواع و اقسام وجه تسمية عاميانه و نه علمي در آذربايجان از اين نوع مي باشد. : كسروي با تنقيد اين گونه تاريخ نگاري و بررسي وجه تسميه شهرها و مناطق مي نويسد:
(( اعتراض ما بر مؤلفان اسلام از اين رو است كه بيشتر بلكه همگي شهرهاي ايران و عراق را پديد آورندة پادشاهان دانسته و از قواعد مسلمه پنداشتهاند كه هر شهري را بايد شهرياري بسازد و برخي پادشاهان بنيادگذاردن ده شهر بيشتر را منسوب كرده اند شگفت تر آنكه برخي مؤلفان فرنگي هم به نوشتههاي اين مؤلفان قيمت داده به تقليد از ايشان سااختن برخي شهرها را به پادشاهان منسوب مي سازند))[3]
شهر سلماس نيز از اين روش بررسي ناصحيح و غير عملي برکنار نمانده و وجه تسمية عاميانه هاي زير گوياي اين موضوع مي باشد.
نگاهي به وجه تسميه هاي عاميانة سلماس:
الف)جمعي معتقدند که نام اين شهر بدين علت سلماس شد:فردي به نام ((سليم))در روزگاران قديم حاکم سلمــاس بوده اسـت او مــدتها در مقابل تهـاجم قشون عـثماني مقاومت مي کند. سليم که از قضا فردي مسيحي است؟ عاقبت شکست خورده دستگير و در حضور مردم حلق آويز مي شود و از آنجايي که فرمانده قشون به ترکي فرمان به آويزان کردن سليم مي دهد:((سليمي آس)).از آن زمان به بعد نام اين شهر : ((سليمي آس)) يا همان ((سلماس))مي شود.
در ردّ اين وجه تسمية عاميانه گفتني است که براي اولين بار در تاريخ بعد از اسلام،نام سلماس در اوايل اسلام در سالهاي 19 يا 20 هجري قمري به عنوان شهري که ماليات آن به بيت المال موصل ريخته مي شده ثبت است وجالب اينکه در آن زمان نه دولت عثماني وجود داشت و نه تاريخ سلماس – همان طوري که خواهيم ديد – به ياد دارد که حاکم اين شهر يک نفر مسيحي باشد آن هم به نام سليم . بنابراين اين قصّه سنديت تاريخي ندارد و ساختة عوام مي باشد.
ادامه مطلب
مقاله زیر از شماره سوم نشریه دانشجویی چنلی بئل (پیام نور نقده) اخذ شده است.
شرحی بر بيجار
بيجار در غرب ايران واقع شده و از نظر اداري تابع استان کردستان مي باشد داراي 7730 کيلومتر مربع مساحت بوده و از شمال شرقي به استان زنجان ، از شمال غربي به شهرستان تکاب ( در آذربايجان غربي)، از جنوب به شهرستان قروه، از جنوب شرقي به قسمت کوچکي از استان همدان و از غرب به سنندج و ديواندره محدود است. بيجار منطقه اي است در امتداد سلسله جبال غربي ايران و يک سوم اراضي آن کوهستاني است. جنس خاک آن از سنگهاي رسوبي مخصوصا" ترکيبات رسي و آهکي و متعلق به دگرگونيهاي دوران سوم است. شهر بيجار به ((بام ايران)) شهرت دارد چرا که 1940 متر از سطح دريا ارتفاع دارد و770 متر از تهران بلندتراست. اين شهر بعد از شهر کرد بلندترين شهر ايران بوده ودر طول 47 درجه و 36 دقيقه شرقي گرينويچ و عرض شمالي 35 درج و52 دقيقه استوا قرار دارد . قدمت تاريخي اين منطقه به 7000 سال قبل برميگردد و آثار بدست آمده از تپه هاي باستاني آن قابل مقايسه با آثار بدست آمده از تپه (( يانيق تپه)) ميباشد. قلعه ((قمچي چاي)) با قدمتي 6هزار ساله در فاصله 45كيلومتري شمال بيجار و در نزديكي ((ياستي كند)) قرار دارد. در قرن پانزدهم، بيجار روستايي بيش نبود و گفته مي شود كه به ((شاه اسماعيل)) نخستين پادشاه دودمان صفويه تعلق داشت .
در حدود يك قرن قبل ساكنان آن تا اندازه اي متمكن شدند كه توانستند مالك زمين و خانه هاي خود شوند . اين تمكن در ايران علامت آزادي به شمار مي رود . بيجار به يك شهر تبديل يافت، ولي موقع جغرافيايي آن طوري نبود كه به صورت مركز بازرگاني در آيد. بلكه تنها بازاري شد براي فروش فرآورده هاي كشاورزي و اهميت چنداني پيدا نكرد . در سال 1296 ه.ق با قحطي بزرگي كه در تبريز و آذربايجان به وقوع پيوست، در اين هنگام بدستور ((امير نظام گروسي))، حاكم وقت بيجار، دهها خروار گندم از از گروس به تبريز منتقل گرديد و مردم تبريز را از قحطي و مرگ رهانيد به همين علت از اين تاريخ به بعد بيجار گروس را حتي تبريز كوچك نيز ناميده اند. مردم بيجار گروس در جريان انقلاب مشروطه بر خلاف شهرهاي همسايه غربي با 300 سوار به ياري و كمك ((ستارخان)) و ديگر دليران مشروطه آذربايجان شتافتند. ...
ادامه مطلب
آذربايجاندا کورد سورونو
س. سؤنمز
ايراندا كورد مسالهسي گونوـ گوندن توركلرينين قارشيسينا ائرمنييه اوخشار بير انگل كيمي اؤزونو گؤسترمكدهدير. كوردلرين ايراندا اولوسال حاقلارينين ايستهمهسي دوغال بير توتوم (تصميم) كيمي گؤرونهبيليرسه، آما اونلارين ائرمنيلر كيمي آج گؤزلولوكلري، آرتيقطاماحليقلاري، قونشو تورپاغينا گؤز تيكمكلري اونلاري بو گون آزغين، سويغونچو، باسقينچي داشناكسوتيون يانداشلاري (ائرمنيستان ائرمنيلري)اولان ائرمنيلرله بير گؤزده گؤرونمكلرينه گتيريب چيخارماقدادير. بو باخيمدان، كوردلرين گلهجكده اويقولاياجاقلاري پلانلارين نه اولدوغونو، داحا دوغروسو، كوردلرين كيمدن حاق ايستهمهكلريني و حارادا، كيمين تورپاغيندا باغيمسيز كورد دؤولتي ياراتمالاريني آيدينلاشديرماق اوچون، اؤنجه ائرمنيلرين گؤردويو ايشلره درين باخمالي و ائرمنيلرين باغيمسيز ائرمني دؤولتيني حاچان، حارادا و نئجه ياراتمالاريني آراشديرمالييق. نه اوچون، بو گون ائرمنيلر اؤز تاريخي آنا يوردلاري آدلانديرديقلاري – توركييهنين قوزئي- دوغو بؤلگهسيندهكي اسكي ائرمنيستاندا يوخ، آذربايجانين اسكي تورپاغي اولان- باتي آذربايجاندا (اينديكي ائرمنيستاندا) باغيمسيز اؤلكه ياراتميشلار.
ائرمنيلرين بو يولدا ايكي گوجه دايانمالاريني گؤز اؤنونه آلماقلا بو سورونو (مسالهني) داحا آرتيق آراشديرماق اولار: ائرمنيلر بير اؤز گوجلرينه، سونرا ايسه يابانجي اؤلكهلرين يارديمي ايله بو گونكو دوروما چاتيبلار.بو يازيدا بيز داحا چوخ بو گوجلرين تهمهلينه (ائرمني لرين اؤز گوجلرينه) اؤنهم وئرمكله بو قونويا ياناشاجاغيق. ائرمنيلر بوتون اولوسلارآراسي ياسالارا (قانونلارا) قارشي چيخاراق، اؤز فلسفهلريني يوروتمهيه چاليشميشلار. ائرمني فلسفهسينين نه اولدوغونو، نه آنلام داشيديغيني و اونلارين چيخارلاريني(منافعيني) اؤنجه تانيماليييق. هر نهدن اؤنجه بونو بيلمهليييك كي، ائرمني ميللتچيلييي دين ميللتچيليييدير. دئمهك، ائرمني لرين مسيحي (كريستيان) اولمالاري اونلاري موسلمان توركلرله قارشي ـ قارشييا قويماقدادير. ائلهجه ده، كوردلرين سوننو مذهبلي اولدوقلاري، هم ده وهابيلره آرخالانديقلاري اوچون اونلاري شيعه آذربايجان (ايران آذربايجاني) توركلري ايله قارشي- قارشييا گليب چيخارماقدادير. دونيادا ائرمنيلرين ميلتچيليكلري كيمي ميللتچيلييين بنزريني تاپماق چوخ چتيندير.
ائرمني دين ميللتچيلييينه قاپانماغي، اؤزونو آييرماغي آماجلاماقدادير. اؤزونو قافقاز خالقلاري، دوغروسو، موسلمان تورك خالقلاريندان فرقلي گؤرمه، چوخ واخت چاتيشما (موشاجيره)، يعني آيريلماق ائرمني اولوسال(ميللي) چيخارلارينين تهمهليني اولوشدورماقدادير. بو سببله ده ائرمنيلرين دونيانين چئشيدلي يئرلرينده ياشامالارينا باخماياراق، اؤز دؤولتلرينده اؤزلريندن باشقا هئچ بير ميللتين ياشاماسيني ايستهمهمكدهديرلر. اؤزلري ده راحات آسيميله ائديله بيلر كيمي گؤرونسهلر ده، اصلينده بو گؤرونورده اؤيلهدير...
ادامه مطلب
نامه ايی از تورکهای استان کردستان
آیلین مهدوی – بیجار- دانشجوی رشته مدیریت دولتی
Aylin_bicar@yahoo.com
هرچند که صدا و سیما در ایران در انحصار دولت و حاکمیت است و بشکلی جنون آمیز در تبلیغ شووینیسم فارس و سیاستهای آنهاست و بشدت ملتهای ایرانی را تحت تاثیر قرار میدهد و در این بین شبکه های استانی نیز که بعنوان مهمانان ناخوانده و اجباری استانهای کشور رهرو خلف صدا و سیما هستند با شعار تقویت فرهنگ بومی راه اندازی شدند که البته از بدو تاسیس تا کنون آنچه که انجام نداده اند پرداختن به فرهنگ بومی و ملی ملتهای ایرانی است، اما با این همه دلیلی موجه نیستند که به این مقوله نپردازیم.
استان آذربایجان غربی از جمله معدود استانهای کشور است که دارای دو شبکه رادیویی و تلوزیونی است، شبکه اول که متعلق به کل استان است و شبکه دوم که در مهاباد (سویوق بولاق) قرار گرفته است. زمانیکه رادیو و تلوزیون در مهاباد (سویوق بولاق) دایر میشد با این هدف بود که با در نظر گرفتن محدوده سکونت کردها برای ایشان برنامه سازی و پخش نماید و این در حالی بود که شبکه اورمیه برای تمامی استان برنامه پخش میکرد. بعد از روی کار آمدن دولت شووینیست خاتمی و حمایتهای بی دریغ به اصطلاح دوم خردادیها از کردها که از اینان جهت سد دفاعی در برابر خواسته های انسانی و ملی تورکها استفاده میکردند و در پی فشارهای فراکسیون نمایندگان کرد مجلس ششم که اقدامات بسیار مشکوکی در کارنامه دارند شبکه استانی آذربایجان غربی تقریبا ۴۰ درصد برنامه های خود را بزبان کردی پخش کرد که این مساله اصلا نه با جغرافیا نه با تاریخ و نه با ترکیب جمعیتی منطقه سازگار نیست، ونیز علاوه بر شبکه استانی آذربایجانغربی شبکه مهاباد (سویوق بولاق) نیز به تهیه برنامه های کاملا کردی و گاها فارسی مشغول است و خبری از برنامه های تورکی نیست و این در حالیست که در قریب بر ۷۰ روستای اطراف مهاباد (سویوق بولاق) و بوکان (بئی کندی) که امواج این شبکه را دریافت میکنند تورکها ساکنند و آنان هیچ حقی و سهمی ازبرنامه های شبکه مهاباد (سویوق بولاق) ندارند.
در آنسوی و در استان کردستان که نیمه شرقی آنرا اکثریت قریب به اتفاق تورکها تشکیل میدهند و عمدتا در شهرهای بیجار و قروه و روستاها و بخشهای اطراف ساکنند از برنامه های شبکه استانی استان کردستان که بنظر میرسد باید در نام این استان تجدید نظر شود هیچ سهم و حقی ندارند. شبکه استانی کردستان حتی یک دقیقه برنامه بزبان تورکی پخش نمیکند و تا کنون نیز به طومارها و نامه های قریب بر ۴۰ درصد جمعیت استان، مسئولان امر که اکثرا کردها و فارسها هستند جوابی نداده اند و مردم تورک استان مظلومانه در انتظار نظر مساعد مسئولان هستند.
حال سئوالی که مطرح میشود اینست که چرا کردهای مهاجر اکنون در استان آذربایجان غربی از امکانات کامل دو شبکه رادیویی و تلوزیونی بهره مند هستند و حتی بسیاری مواقع بر مدت زمان اختصاصی شان اعتراض کرده و خرده میگرند و این در حالیست که نصف استان کردستان را که تورکها تشکیل میدهند هیچ حق و سهمی از برنامه های شبکه استانی کردستان ندارند و دریغ از یک دقیقه برنامه بزبان تورکی. و بجز بخش رسانه ایی شهرها و مناطق ترک نشین استان در زمینه های دیگر نیز جزو محرومترین و مظلومترین مناطق هستند و متحمل بی مهریهای فراوانی هستند.
آنگونه که از شواهد پیداست لابی های شووینیستی فارسی و کردی اتحادی مقدس بسته اند تا با همکاری یکدیگر و با تکیه بر اصول استعمارگری به ریشه کنی تورکهای استان کردستان بپردازند اما غافل از اینکه فرزندان دلیر تورک بیجار و قروه و حومه آگاهانه سیاستهای پلید آنها را زیر نظر دارند و در موقع لازم با الهام از غیرت بابک منش آذربایجان جواب زورگویان و زیاده خواهان زمانه را خواهند داد. کردها باید بدانند و بفهمند که قریب بر ۴۰ درصد جمعیت استان کردستان را تورکها تشکیل میدهند و اینان باید از حقوقی مساوی در استان برخوردار باشند که در غیر اینصورت اسیر خشم نهفته این ملت غیرتمند خواهند شد.
بيانيه تحليلی کميته مردمی غرب آذربايجان در خصوص تحرکات اخير اکراد
هرگونه اقدام يا حضور مسلحانه و تروريستي اکراد در غرب آذربايجان را محکوم مي کنيم
در شرایطی که جهان بسوی گفتمانی دموکراتیک و نفی خشونت و تجاوزگری با تاکید بر حقوق انسانی در حرکت است و بر همین اساس بنا بر واقعیات سیاسی- اجتماعی جاری روزبروز بر قدرت و فراگیری حرکتهای ملی ملل ایرانی و در راس آن حرکت ملی آذربایجان افزوده میشود و شووینیسم فارس سخت ترین و بحرانی ترین روزهای خود را سپری میکند، متاسفانه اقداماتی ((تجاوزگرانه)) و ((تروریستی)) از سوی گروهکهای تروریستی اکراد میرود که منطقه حساس و ((تعیین کننده)) غرب آذربایجان را با چالشی خشونت بار و عظیم روبرو سازد. همانگونه که آحاد ملت آذربایجان و ملل ایرانی مطلع و مستحضرند در روزهای اخیر چندین عمل تجاوزگرانه و نیز تروریستی از سوی اکراد در منطقه غرب آذربایجان روی داده است. از جمله میتوان به توطئه گروهکهای تروریستی پژاک و پ.ک.ک در هفته های گذشته اشاره کرد که در پی آن اکراد با چاپ و توزیع فراوان برچسبها و آرمهای گروهکهای تروریستی پژاک و پ.ک.ک در سطح منطقه درصدد بودند تا در شهرهای اورمیه و ماکی با براه انداختن تجمعاتی خشونت بار به تبلیغ ادعاهای ارضی خود بر غرب آذربایجان بپردازند که البته در هردو شهر آذربایجان این توطئه اکراد با درایت و اقدامات فوری فعالان حرکت ملی آذربایجان و البته دخالت نیروهای دولتی خنثی و دفع شد، شایان ذکر است اکراد هیچ برنامه ایی برای تجمع یا ایجاد تظاهرات در شهرهای کردنشین نداشتند. مورد دیگر، عمل تجاوزگرانه هفته نامه ((پیام کردستان)) بود که نقشه خیالی ((کردستان بزرگ)) را که عمدتا در اراضی آذربایجان ترسیم شده است را در صفحه اول چاپ نمود و علنا حتی از طریق مطبوعات جمهوری اسلامی ادعاهای ارضی اکراد خیالباف را تبلیغ نمود که در این بین عدم واکنش دولت ایران نسبت به این اقدام تفرقه افکن جای تامل و سوال دارد. مورد سوم مربوط به سخنان یا به عبارتی بهتر گزافه گویی های اؤجالان رهبر تروریستهای کرد پ.ک.ک بود که آرزو کرده است شهرهای اورمیه، ماکی و کلا غرب آذربایجان دچار سرنوشتی مانند کرکوک در عراق شوند. آخرین اقدام اکراد نیز مربوط است به حمله به نیروهای سپاه پاسداران در منطقه جهنم دره خوی که در پی آن 12 نفر از کادر فرماندهی و افسرهای سپاه به شهادت رسیدند، شایان ذکر است شهداء بجز یک نفر که اهل مهاباد بود همگی از تورک ها بودند.
همه این موارد در طول 15 روز اخیر روی داده اند. حال مساله ایی که وجود دارد اینست که بنظر میرسد اکراد بار دیگر دچار اشتباهات تاریخی خود میشوند و اعمال آنها بصورت آگاهانه یا ناآگاهانه کاملا در راستای منافع شووینیسم فارس است، چرا که در پی اقدامات اخیر، اکنون نفرتی عمیق در بین ملت تورک آذربایجان نسبت به گروهکهای افراطی کردی شکل گرفته است و اقدامات تجاوزگرانه و تروریستی اکراد شکاف بین دو ملت ((ستمدیده)) و ((همدرد)) تورک و کرد را بیشتر و بیشتر میکند و اجبارا زمینه را برای عکس العملهای ملت آذربایجان فراهم می آورد، هر چند که ملت آذربایجان تا کنون در برابر اشتباهات و اقدامات زیاده خواهانه اکراد افراطی بسیار باگذشت و عاقلانه رفتار نموده اند تا جلوی سوءاستفاده شووینیسم فارس گرفته شود اما اعمال و سیاستهای اکراد افراطی با ماهیت هایی تجاوزگرانه و تروریستی مانع از ایجاد روابط مسالمت آمیز و همدردانه تورک ها و کردها میشود و هر روز صبر و تحمل بسیاری از ملت غیور و دشمن ستیز آذربایجان که باز در برابر تهاجمات اکراد در حالتی دفاعی قرار گرفته اند بسر میرسد و خود را برای مقابله ایی برابر آماده میکنند و در همین رابطه صف بندیهای جدیدی متناسب با اهداف و نیات اکراد در حال شکل گیری است.
آنچه که پیش بینی آن زیاد سخت نیست اینست که اکراد هیچگاه به نقشه و جغرافیای خیالی خود دست نخواهند یافت و شاید در پی همین سیاستهای کنونی که در پیش گرفته اند مجبور به دادن تاوانهایی سخت باشند، اما در این بین فرصت دیگری به شووینیسم فارس که در لایه های حاکمیت ایران ریشه دوانیده است میدهند تا بعنوان دشمن اصلی و استعمارگر این دو ملت مظلوم با میلیتاریزه کردن منطقه غرب آذربایجان بهانه ایی برای سرکوب حرکتهای ملی آذربایجان و کردها فراهم شود و حرکتهای عدالت خواهانه و ملی ملل ایرانی را در آستانه انحطاط قرار دهد و یا حداقل هزینه بیشتری بر این حرکتها تحمیل شود.
((کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان)) ضمن تاکید بر تمامیت سرزمینی آذربایجان و حقوق انسانی و خدادادی تمامی ملل ایرانی، هرگونه اقدام و یا حضور مسلحانه و تروریستی و اقدامات تجاوز گرانه اکراد در غرب آذربایجان را محکوم مینماید و با تاکید بر ((همزیستی مسالمت آمیز)) و ((حسن همجواری)) و با تکیه بر ((دردهای مشترک)) ضمن دعوت از روشنفکران، گروهها و احزاب واقع بین کردی به همکاری در مقابله با شووینیسم فارس به آندسته از اکراد افراطی و گروههای کردی که آرزوهای خیالی در سر میپرورانند نیز هشدار میدهد ملت آذربایجان قاطعانه و آگاهانه با جسارت تمام در برابر تجاوزگران ایستاده است و این مساله در حماسه هایی همچون ((جنگ نقده)) در اردیبهشت 1358 که به شکست مفتضحانه تجاوزگران کرد انجامید و نیز در حماسه هایی بی نظیر همچون خرداد 1385 که پیامهایی کاملا آشکار و قاطع بر تمامی دشمنان و تجاوزگران ملت آذربایجان داشت، واضح و مبرهن است.
کميته مردمی دفاع از غرب آذربايجان
10/12/1385 شمسی
29 فوريه 2007 ميلادی
غفلــت، عبــرت، قــدرت
ما اكثر العبر و اقل الاعتبار "امام علي (ع)"
عبرتها چه فراوانند و عبرت پذيرفتنها چه اندك.
جنگ جهانی اول در 28 ژوئن سال 1914 با ترور وليعهد اتريش در ميان دول اروپايي که تا بن دندان مسلح شده بودند درگرفت که صدالبته بايد متذکر شد اين ترور خود به عنوان جرقهای بود که به اين جنگ خانمان سوز جهانی دامن زد، چرا که سالها قبل از اين تاريخ کشورهای اروپايی به انحاء مختلف صف آرايیهای سياسی و ايجاد دول اتحاد و اتفاق را در راستای بدست آوردن منافع مختلف سياسی و اقتصادی و فراتر از همة اينها در چنگ گرفتن سرزمينهای بيشتر در اروپا را در سرلوحة برنامههای درازمدت خود قرار داده بودند و به همين سبب به مقتضای فضای بوجود آمده هر يک از دول اروپايی دست يازی و تعدی و تجاوز به ديگر کشورها را در پيش گرفتند و اکثر نقاط جهان را در آتش و خون فرو بردند که متأسفانه بايد گفت در يک ديد کلی اين مسلمانان بودند که بيشترين آسيب و صدمه را از اين جنگ ناخواسته ديدند و در واقع بايد گفت که بازندة اصلی جنگ جهانی اول مسلمانان بودند و بس، و ما در اين وادی اگر از ماجرای فلسطين بگذريم که سرنوشت آن داراي مشابهت ها و تفاوتهاي خاصي با آذربايجان ميباشد و بايد در جاي ديگر به آن پرداخت در دنياي اسلام هيچ ملتي به اندازة ملت آذربايجان درگير چنين مصائب و فجايع نبوده است. بعد از جنگ جهاني اول نطفة دو كشور نامشروع در ناف دنياي اسلام با سوء استفاده از غفلت و سادگي مردمان اين سرزمينها بسته شد يكي در فلسطين و ديگري در سرزمين آذربايجان، اسرائيل در فلسطين و ارمنستان در آذربايجان كه به اجمال در مورد اين قضايا و مصائب پيرامون آنها به سخن خواهيم نشست.
بيش از هر چيز بايد بگويم كه يكي از چندين كاركرد مهم تاريخ بيشك همان فايدات آن در شناخت خويشتن ميباشد شناختي كه بر پاية آن ميتوان در فرآيندهاي سياسي پيش روي، به تثبيت و ترسيم موقعيت خود بپردازيم و در مواجهه با انواع حوادث و معادلات سياسي با ژرفنگري به دفع آفتهاي پيرامون خود باشيم و با عبرت از گذشته از تكرار حوادث تلخ و پيشآمدهاي ناگوار پيشين ممانعت نماييم يعني فيالواقع تاريخ را به صورت عملي در زندگي خود وارد سازيم كه تا به حال نساختهايم و با بهرهگيري از مكانيزمهاي علم سياست ناظر بر پروسههاي تاريخي، خويشتن را در رويارويي با هرگونه توطئه، خيانت، فريب و جنايت ديگران بيمه نماييم، اگر تاريخ اين سرزمين از جنگ چالدران به بعد را مورد دقت قرار دهيم خواهيم ديد كه ملت آذربايجان بي هيچ دورانديشي و بدون استفاده از مباني علم سياست پيوسته با خوش خيالي و بدون آينده نگري زندگي كرده است تا ديگران سرنوشت او را رقم بزنند. در هنگام دقت در گذشتة اين سرزمين به عينه مشاهده ميكنيم كساني كه در مقابل ملت آذربايجان از هيچ جايگاه اجتماعي و شأن سياسي و فرهنگي برخوردار نبودهاند و نيستند امروزه براي آذربايجاني كركري ميخوانند و آذربايجاني به جاي آنكه با كمك از عقلانيت سياسي در فكر بسط و گسترش و تحكيم مباني هويت ملي خويش باشد با مفاهيم پوچ و تهوع آوري همچون دموكراسي، انسان محوري، نوع دوستي و بخشش كه اين خزعبلات هميشه پاشنة آشيل اين ملت بوده است و خواهد بود خويشتن را مشغول ساخته است؛ در حاليكه در بيخ گوش اين ملت دشمنان اين سرزمين با استفاده از فرصتهاي طلايي به دست آمده كه صدالبته اين فرصتها را ما خود با دستان خود براي آنها مهيا نمودهايم چه استفادههايي كه نكردهاند تا آنجاييكه امروزه نوادگان سميتقوي ياغي توركها را مهمانان اين سرزمين تلقي ميكنند!....
ادامه مطلب
به بهانه اقدامات اخیر اکراد در شهرهای غرب آذربایجان و نیز اقدام تجاوزگرانه هفته نامه ((پیام کردستان)) که در آخرین شماره خود نقشه تخیلی کردستان بزرگ را در صفحه اول و اصلی تیتر و چاپ کرده است و علنا ادعاهای ارضی اکراد تجاوزگر را تبلیغ میکند و در این بین سکوت و بی تفاوتی برخی گروهها و فعالان حرکت ملی آذربایجان جای بسیار تاسف و سئوال دارد.
روشنفکر و فعال سياسی آذربايجانی و مساله کرد
رضا تورک
بحث روشنفکر آذربایجانی و اشتباهات تاریخی و خانمان سوز آنها در تاریخ معاصر آذربایجان مساله ایی است که آنگونه که باید و شاید بدان پرداخته نشده است. به اعتقاد اینجانب هیچگاه نمیتوان عموم و توده یک ملت را محکوم به ((اشتباه)) یا ((نا آگاهی)) کرد چراکه این روشنفکر است که در قبال مسئولیتی که خود ((آگاهانه)) و ((اختیاری)) در قبال عقیده اش پذیرفته است محکوم به روشنگری در جامعه انسانی و یا ملت مطبوعه خود است لذا در جوامع توتالیتری و چند ملیتی همچون ایران اگر ملتی از ناآگاهی رنج میبرد در درجه اول این روشنفکر آن ملت است که خوب عمل نکرده و یا ناکام ماندن وی در انتشار عقایدش مربوط به ضعف قدرت او در برابر روشنفکران ملیتهای دیگر مخصوصا طبقه حاکم است (در ایران لابی شووینیستی فارس). شاید وضعیت امروز نامناسب آذربایجان نیز متاثر از اقدامات آنگونه روشنفکران و تحصیلکرده های آذربایجانی باشد که هیچ یک در طول عمرشان در راستای منافع ملی آذربایجان گام ننهاده اند و شاید در بسیاری مواقع آگاهانه یا جاهلانه بطور عکس نیز عمل کرده اند. البته در این مجال قصد آن نداریم تا به اشتباهات مهم و خانمان سوز روشنفکران آذربایجانی بپردازیم، بلکه غرض آنست تا به بررسی موضع گیریها و نحوه برخورد احزاب، گروهها و فعالان حرکت ملی آذربایجان (بعنوان روشفکران واقعی آذربایجان) در قبال مساله اکراد در آذربایجان که رفته – رفته به معضل تبدیل میشود، را بررسی نماییم.....
ادامه مطلب
دیققت دیققت!!!
قابل توجه عموم ملت آذربایجان و خصوصا نیروهای سپاهی، انتظامی، اطلاعاتی و بسیجی که جاهلانه یا آگاهانه در راستای سیاستهای فارسها در خدمت به اکراد هستند!
بنا بر اطلاعات و اخبار موثق رسیده به ((کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان))، دیروز درگیری بسیار شدیدی در منطقه جهنم دره خوی (منطقه قطور) بین نیروهای انتظامی و سپاهی و امنیتی رژیم جمهوری اسلامی با نیروهای حزب تروریستی پ.ک.ک یک هلیکوپتر جمهوری اسلامی حامل سرتیپ تمام حقانی فرمانده کل لشکر نیروی زمینی استان آذربایجان غربی، سرتیپ دوم حنفی فرمانده منطقه اورمیه، سرهنگ نظمی از فرماندهان قرارگاه اورمیه به همراه 17 نفر دیگر منفجر و کشته شده اند. شایان ذکر است هلیکوپتر مذکور برای انتقال مجروحان و فرماندهان آمده بود که پس از برخواستن آن از زمین از سرنوشت هلیکوپتر و سرنشینان آن خبری در دست نبود، لذا امروز (شنبه،5اسفند) بصورت کاملا محرمانه خبر انفجار هلیکوپتر و کشته شدن سرنشینان آن در بین نیروهای رده بالای رژیم بدست رسید. اهمیت این خبر برای آذربایجان آنست که نیروهای امنیتی، سپاهی، انتظامی و بسیجی که در راستا و تحت سیاستهای رژیم شووینیست فارس ایران اقدام به کمک و مساعدت اکراد مینمایند بدانند که به چه کسانی یاری میکنند. به تروریستهایی که حتی به ملیت خود نیز رحم ندارند. شایان ذکر است هفته گذشته تمامی اعضای یک خانواده در مرز بازرگان در روستای ((یاریم قیه)) توسط نیروهای حزب تروریستی پژاک قتل عام شدند. در این حادثه دختر 4 ساله بنام ساینا و دختر 7ساله بنام دلژین و پسر 8ساله بنام عنایت و زن 24 ساله به همراه شورش 32 ساله مثله شده و جرم آنها طبق اعلام نیروهای محلی پژاک همکاری با تورکها و ارتباط نزدیک با همسایگان و تجار تورک بوده است.
پ.ک.ک
ايران – تورکيه ايلگيلرينده ائتکيلی بير مانيوئلا
نیهات اؤزجان
ايرانين توركييه ايله ايليشكيلرينده زامان-زامان ياشانان گرگينليكلرده توركييه طرهفيندن ديله گتيريلن ان بؤيوك سيزلاما(شيكايت) پ.كا.كا ايله ايلگيليدير. اوزهرينده سورهكلي قونوشولان آنجاق بير تورلو چؤزومه قوووشدورولا بيلمهيهرك جيددييتيني آزالديب سيرادانلاشان (عاديلشن) بو گرهكچهنين (سببين) تاريخي آرخا پلاني اولدوقجا قارماشيق گؤرونمكدهدير. توركييهيه يؤنهليك پ.كا.كا ايران باغلانتيسيندا، توركييهيه يؤنهليك ايكيلي دئييل، چوخ طرهفلي اولموشلار سؤز قونوسودور. تاريخي آرخا پلاندا بؤلگهدهكي گليشمهلر اؤنهملي رول اوينايار. بو باغلامدا قونونو سادهجه ((ايران و پ.كا.كا)) اولاراق گؤرمك بوتون گؤزدن قاچيرماميزا نهدن اولور. ايران، بو ((تك مركزلي اولوشدورولان، آنجاق چوخ نؤقطهلي اويقولانان (ايجرا اولان) سياستلرين)) سادهجه بير اوزونو اولوشدورماقدادير. اينجهلهمهميزده ايران آچيسيندان باخيلديغيندا ((ايسلامی جمهوريت دئوريمي)) توم گليشمهلرين ان اؤنهملي قيريلما نوقطهسيني اولوشدورماقدادير. دئوريم سونراسي ايراندا ياشانان ايچ و ائشيك سياست گليشمهلرين توركييه ايله ياخين ايلگيسيني يئري گلديكجه اله آلاجاغيق....
ادامه مطلب
ديققت! ديققت!
بعد از خنثی سازی توطئه اکراد در روز جمعه ۲۷ بهمن در شهرهای اورمیه، ماکی و بازرگان، همزمان با فرا رسیدن ۲ اسفند که قرار است در شهرهای مختلف آذربایجان تظاهرات آرام و مدنی برگزار گردد، اخبار و گزارشهای نگران کننده ایی از توطئه جدید اکراد در شهر اورمیه بدست میرسد. طبق اخبار و گزارشات مستند رسیده بر "کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان" ، اکراد که تنها ۱۰ درصد جمعیت این شهر را تشکیل میدهند با انتشار و توزیع شب نامه هایی که بیشتر آنها به کردی نوشته شده است و چند اطلاعیه بزبان فارسی، و با توزیع بسیار زیاد برچسبها و آرمهای احزاب تروریستی پژاک، پ.ک.ک در بین اکراد مدافع تروریست و نیز دیوار نویسی در سطح شهر اورمیه برای عصر روز چهارشنبه 2 اسفند بجهت بزرگداشت هشتمین سال دستگیری رهبر آدمکش و تروریستشان، اوجالان، در میدان انقلاب (ایالت قاباغی) اعلام تظاهرات نموده اند. شایان ذکر است این کار از سوی احزاب تروریستی کردی صورت پذیرفته و تنها شامل شهرهای غرب آذربایجان است و آنها هیچ برنامه ایی برای مناطق کردنشین استان کردستان ندارند. لذا با توجه به اهمیت موضوع شایسته است گروهها و فعالان حرکت ملی آذربایجان در شهر اورمیه اقدامات عاجل و فوری را در این زمینه انجام دهند. شایان ذکر است اکراد بدنبال سواستفاده سیاسی – تبلیغاتی از تظاهرات مردمی ۲ اسفند آذربایجان هستند تا شهرهایی نظیر اورمیه را کردنشین نشان دهند. "کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان" پیشنهاد میکند در صورت تحقق توطئه اکراد برای ایجاد تجمع در اورمیه شعارهای ذیل از طرف مردم غیور و دشمن ستیز اورمیه سرداده شود:
کورد تروریسمی اؤلمه لی دیر – اؤلمه لی
اوجالان، تروریست، اعدام گرک اولسون
کوردلر جنایت ائیلیر فارسلار حمایت ائیلیر
بوراسی آذربایجان یا سئو یا ترک ائت
آند اولا شهیدلرین قانینا اود سالاریق تروریستین جانینا
