گروههای تروریستی پ.ک.ک. و پژاک آلت دست جمهوری اسلامی ایران
آلپر بیجارلی
بازیگری گروههای تروریستی در منطقه خاورمیانه به یک امر بدیهی تبدیل شده است. از جمله این گروهها می توان به گروه تروریستی پ.ک.ک. اشاره کرد، که با تبدیل شدن به آلت دست سازمانهای امنیتی کشورهای مخالف ترکیه در منطقه با اوامر آنها هر از گاهی منافع ترکیه را تحت پوشش حمایت از کردها مورد حمله قرار می دهد. چنانکه در طول بیش از 20 سال حملات تروریستی این گروه در ترکیه بیش از 30 هزار انسان بی گناه به خاک و خون کشیده شده و بسیاری از روستاها به خاطر حملات این گروه وحشی خالی از سکنه شده است.
پ.ک.ک. از بدو تاسیس رابطه تنگاتنگی با دشمنان ترکها در منطقه بر قرار کرده و با استفاده از خاک، کمکهای لجستیکی و آموزشی دشمنان ملت ترک حملات ناجوانمردانه ای را بر علیه ملت ترک تدارک دیده است. در اوایل تاسیس سوریه با آلت دست قرار دادن پروه تروریستی پ.ک.ک. و با حمایتهای بی دریغ ایران، یونان، ارمنستان، شوروی و بعضی از کشورهای اروپائی تجهیز شدند و باپگاهای خود را در دره بقاع لبنان پایه گذاری کرده و سرویس امنیتی سوریه با یونان، ارمنستان، شوروی این گروه را آموزش و تجهیز کردند. بعد از قدرت گیری سپاه پاسداران در ایران و همچنین تداخل منافع ایران و ترکیه در منطقه مقامات امنیتی ایران این گروه را بیشترین حمایت مالی و لجستیکی کرده اند و از این گروه به عنوان حربه ای بر علیه ترکیه مورد استفاده قرار داده است.
جمهوری اسلامی ایران حتی از این گروه به عنوان یک حربه برای خارج کردن تلویزیون "گوناز" از ترک ست استفاده کرد. همانگونه که آگاهان می دانند، این گروه در سالروز دستگیری اوجالان در سال 1384 در شهر ترک نشین ماکو دست به یک تظاهرات زد. این تظاهرات با حمایت ماموران امنیتی جمهوری اسلامی ایران به سوی بازارچه مرزی شهر بازرگان هدایت شد و تا این گروه وارد بازارچه طرف ترکیه شود و آنجا را آتش زند ولی ماموران امنیتی با کنترل اوضاع نگذاشتند این گروه کاری انجام دهد و با این کار جمهوری اسلامی یک پیام به ترکیه فرستاد که اگر تلویزیون "گوناز تی.وی" را از ترک ست خارج نکند دست این گروه تروریستی را بیشتر باز خواهد گذاشت. در آن حادثه بیش از 50 نفر ازحامیان پ.ک.ک. از ترکیه با هماهنگی ایران وارد شهر ماکو شده بودند که تعدادی از آنها دستگیر و بعدا به ترکیه برای امضاء توافق امنیتی بین ایران و ترکیه به ترکیه تحویل داده شدند.
همکاری آشکار این گروه با ایران برای ضربه زدن به منافع ترکیه چیز پنهانی نیست ولی تحلیل گران ترکیه با دیدن این همه همکاری این گروه باز در تحلیل های خویش فریب ایران را می خورند و فکر می کنند با تحویل چند تروریست از طرف ایران به ترکیه ایران دوستی و برادری خویش را ثابت کرده است و نمی دانند که این فتنه های همه زیر سر ایران و ماموران امنیتی ایران است که این گروه تروریستی را شیر می کند و به جان ترکها می اندازد و بعدا چند نفر از اینها را دستگیر کرده و تحویل ترکیه می دهند و روزنامه نگاران و تحلیل گران ترکیه را با این بازیهای سیاسی فریب می دهند و به اشتباه می اندازند.
ایران در حالی که بزرگترین گروه مخالف خود را در عراق زمین گیر کرده است چگونه است که از پس یک گروه گروریستی بر نمی آید؟ اینها همه بازی است برای فریب ترکیه و سیاستمداران ترکیه که کاری با جمهوری اسلامی نداشته باشند با یکی از سربازان ترک آذربایجان که در منطقه قندیل ایران خدمت کرده است صحبت می کردم و ایشان گفت ما یک بار متوجه شدیم که یک هلی کوپتر ایرانی در حال انتقال اسلحه و آذوقه به گروه پ.ک.ک. است و تا فرمانده ما فهمید که ما از این قضیه خبردار شدیم فردای آنروز ما به جنوب کشور انتقال دادند و نگذاشتند ما در آن منظقه بمانیم این یک نمونه از هزاران بار کمک جمهوری اسلامی به این گروه تروریستی می باشد.
جمهوری اسلامی حتی بسیاری از زخمی های این گروه را در بیمارستانی در ارومیه مداوا می کرد و حتی اگر در کوه بعضی از این افراد را هم دستگیر می کردند شرط آزادی این افراد را حمله به ترکیه قرار می دادند که باید بعد از آزادی باید به منافع و سربازان ترکیه حمله کنی و الا به شما کمک نخواهیم کرد این بازی کثیف جمهوری اسلامی با ملت ترک نباید از یادها برود.
ماموران امنیتی ایران از این گروه تروریستی حتی برای نابودی گروه های کرد مخالف ایران هم استفاده کرده است و با گرفتن آتو از این گروه بیشتر این گروه را آلت دست خویش کرده است یکی از کردهای ایرانی تعریف می کرد که این گروه یک بار یک گروه مبارز کرد ایرانی به نام "آتش سرخ" را که در کردستان عراق پایگاه داشتند با دستور ایران با حیله و نیرنگ به دام انداختند و تحویل جمهوری اسلامی ایران کردند و تمامی کادرهای ارشد این گروه کرد ایرانی( از جمله چمچمال و پنجوینی) توسط جمهوری اسلامی اعدام شدند و بقیه هم به ابد و زندانهای طویل المدت محکوم شدند. حیله و نیرنگ گروه تروریستی پ.ک.ک. اینگونه بوده است که آنها گروه "آتش سرخ" را به کمپ خویش دعوت می کنند و می گویند که بیایید با هم همکاری کنیم گروه کرد ایرانی هم فریب آنها را می خورند به صورت دسته جمعی به کمپ گروه تروریستی پ.ک.ک. می روند و در حالی که گروه کرد ایرانی استراحت می کردند آنها را خلع سلاح می کنند و دستهای آنها را می بندند و به جمهوری اسلامی تحویل می دهند و جمهوری اسلامی هم با روبه صفتی از صحنه تحویل گرفتن این گروه فیلم برداری و عکس برداری می کنند و به عنوان یک سند بر علیه پ.ک.ک. استفاده می کنند و در آن زمان جمهوری اسلامی به پ.ک.ک. گفته بود که اگر با ما همکاری نکنی این فیلم را به عنوان سند جنایات شما علنی خواهد کرد و حتی در اتحادیه اروپا مطرح خواهد کرد و این گروه تروریستی حتی به کردها هم رحم نکرده است و دست این گروه تروریستی به خون کردها هم آلوده است.
حتی بسیاری از گروههای سیاسی کرد از جمله "کومله" گروه تروریستی پژاک را عامل جمهوری اسلامی می دانند و این گروه را دست ساز ایران می دانند.
بعضی از تحلیگران حتی حملات اخیر پ.ک.ک. به ترکیه را با ایران مرتبط می دانند چرا جمهوری اسلامی همیشه می خواهد منطقه در بحران باشد تا او بتواند خود را حفظ کند با حملات ارتش آمریکا به ماموران سپاه قدس در مرکز عراق و دستگیر آنها جمهوری اسلامی خواست منطقه بحران را عوض کند و ترکیه را مشغول کند و باز از پ.ک.ک. به عنوان یک گروه مزدور کمک گرفت و به منافع ترکیه ضربه زد.
متاسفانه جمهوری اسلامی با بازی های سیاسی خویش سیاستمداران و روزنامه نگاران ترکیه را فریب داده است و آنها فکر می کنند که جمهوری اسلامی ایران در جنگ با ترور در کنار آنها هستند در حالی که ایران از پشت به ملت ترک خنجر می زند و پ.ک.ک. را حمایت می کند.
قایناق:جنبش دانشجویی آذربایجان جنوبی-www.oyrenci.com
اكراد در گذر زمان
قره خان قوشاچايلي qosacay@gmail.com
* سابقۀ تروريسم
* اعتقادات و باورها
* مواد خام
* اربابان خارجي به دنبال ارتباط با نحله هاي فكري و ديني افراطي
* اقتصاد و خانواده مسائل عاطفي تعدد زوجات و پيامد هاي آن
* ارتباط با داخل و فريبكاري كسب ثروت نامشروع از طريق خلاف
شايد بسياري از هموطنان در يكصد سال اخير وجود احزاب تروريست را معلول سياست هاي تمركز گرايانه حكومت مركزي بدانند و بطور سطحي و كودكانه فعاليت هاي خرابكارانۀ احزاب فوق را به ديدۀ تحسين بنگرند و آنرا مشروع بدانند بايستي اعتراف كرد كه بسياري از گروههاي خارج از حاكميت و حتي افراد ساده لوح ومغرض اينگونه مي انديشند . اغلب مردم اين سرزمين آگاهي چنداني از پيشينۀ تاريخي وسياسي خود ندارند و تنها نظاره گر سطحي رويدادهاي سرزمينشان مي باشند. اما وقتي كه واقعييات و رويدادهاي تاريخ گذشتۀ اين سرزمين و حقايق پشت پرده ، در مقابل ديدگان مجسم مي گردد آشكار مي شود كه حاكمان و نخاله هاي فكري در جهت منافع خود آنچه توانسته اند انجام داده اند و در برخي مواقع با دخالت بيگانگان در آتش اختلافات ديني خانمانسوز دستاوردها وهستي ملتها را بر باد داده اند . همگي اين اعمال ناشي از جهل و غلطيدن در ورطه اختلافات مذهبي بوده است بايستي پذيرفت يهود و نصارا عامل جنگهاي مذهبي ميان توركان بودند زيرا آنان به روشني مي دانستند كه اتحاد توركان نابودي آنان را در پي خواهد داشت. زمانيكه توركان عثماني پاي در گلوي امپراتوري روم گذاشته بود بسيار طبيعي بود كه اروپائيان در پي متحداني بگردند تا مانع پيشروي اسلام به اروپا شود . آنان نخست با فرستادن هيأتهاي بازرگاني و مذهبي وسپس نفوذ در دربارتوركان آغ قويونلو به اين مهم نائل آمدند جنگهاي عثماني با آغ قويونلو دو پيامد مهم داشت يكي تضعيف و سقوط آغ قويونلوها و شكل گيري دولت شيعه در اين سرزمين كه متحد استراتژيك اروپائيان باشد. و ديگري كاهش توان بالقوۀ هر دو نيروي عمدۀ جهان اسلام و رهايي نسبي سرزمينهاي اروپايي از سيطره روز افزون اسلام. در واقع دشمني و عداوت مذهبي از اين دوره رو به افزايش گذاشت . پس از روي كار آمدن صفويان سلاطين عثماني دست به تحركات گسترده در منطقه زدند ابتدا با فرستادن سفرا و نمايندگاني بسوي اميران ازبكها و توركمنها در شرق كه زمينه و بهانه اختلاف و درگيري كمابيش فراهم بود آنان را براي حمله به شيعيان هرات ، مرو و خراسان تحريك و ترغيب نمودند آنگاه با بسيج تمام نيروهاي وحشي و عشايري از نقاط مختلف آنادولو بخصوص كوه نشينان و راهزنان و مسلح ساختن عناصر ياغي و متمرد و با بهره گيري از فتاواي علماي سني عرب وتورك و ازجمله فتواي تاريخي شيخ الاسلام عثماني بدين مضمون " رافض عجم به ظاهر ادعاي اسلام مي كند، آنان (قزلباش) ارباب كفرند ريختن خونشان، غارت اموال ، تصاحب زنان و زمينهايشان مباح است " و بدين وسيله آنان را عليه شيعيان ترغيب تشويق كردند فتاوايي بدين مضمون به علماي قشري تركستان افغان و نواحي كوهستاني عثماني فرستاده شد كه در آن شيعيان را مرتد و كافر و واجب القتل مي شمردند. دستگاه تبليغاتي عثماني با هم فكري و هم رايي علماي متعصب سني دنياي اسلام را عليه شيعيان به ويژه آذربايجان بسيج نمودند از آنجا كه آذربايجان به سبب قرار گرفتن در موقعيت ممتاز و استراتژيك در طول تاريخ براي فاتحان و كشور گشايان گوناگون جذاب و حائز اهميت بود اينبار عثمانيان با درك موقعيت و اهميت آنان نقشه هايي اجرا كردند كه فاتحان پيش اعم از اعراب و بيزانس روم به آن پرداخته بودند. آن نقشه عبارت بود از استفاده از مواد خام كه هر زمان به هر قالب دلخواه در بيايند و بكارگيري غلامان حلقه به گوش و مهره هاي قابل اعتمادي كه براي پيشبرد مقاصد امپراتوريها ساخته شده باشند. به دنبال صدور چنين فتوا هايي كه بي وقفه در طول زمامداري سلاطين عثماني همراه با جنگ ادامه مي يافت . حاكمان صفوي در مقابل دو جبهه و دو دشمن خطرناك قرار گرفتند كه هر دو كمر به نابوديشان بسته بودند . غفلت آنان از سرزمين آبا واجداديشان مخارج بيشماري را برملت رقم زد كه هنوز هم ادامه دارد .
ادامه مطلب
توپراق منتشر شد
سومین شماره نشریه توپراق ارگان کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان منتشر و در شهرهای غرب آذربایجان پخش شد. در این شماره از توپراق مقالات مختلفی در مورد گروه های تروریستی کرد، سیاست های منطقه ای تروریست ها و علل حمایت های پنهان و آشکار شوونیسم فارس از گروه های تروریستی کرد مورد بررسی قرار گرفته است، همچنین آخرین بیانیه های کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان و خبر هایی در رابطه با گروه های تروریستی را می خوانیم.
با توجه به بعضی محدودیت های امنیتی و مشکلات توزیع نشریه، کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان امیدوار است که هواداران و فعالین ملی آذربایجان ساکن شهرهای غرب آذربایجان که نشریه به دست شان می رسد، برای استفاده عموم مردم نشریه تکثیر و به دست سایر دوستان خود برسانند.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
۸۶/۸/۲۷
پخش بيانيه هاي كميته مردمي دفاع از غرب آذربايجان
در اعتراض به سخنان " خديجه منصوري" عضو غير منتخب شوراي شهر اورميه و يكي از طرفداران گروه تروريستي PKK كه در دو هفته نامه " هاوار" چاپ سنندج درج شده بود، كميته مردمي دفاع از غرب آذربايجان با انتشار بيانيه اي سخنان اين حامي تروريست ها محكوم نمود. اين بيانيه كه متن آن در زير آمده است بصورت گسترده در بين مردم غرب آذربايجان پخش گرديد. كميته مردمي دفاع از غرب آذربايجان از هواداران كميته و فعالين حركت ملي مي خواهد كه با تكثير و پخش اين بيانيه كميته مردمي دفاع از غرب آذربايجان را ياري رسانند.
بیانیه کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان در رابطه با سخنان اخیر خدیجه منصوری عضو غیر منتخب شورای شهر اورمیه
ملت شریف آذربایجان
مردم آگاه غرب آذربایجان
آن گونه که مستحضر هستید، گروه های تروریستی کرد و حامیان داخلی آن ها مدت های مدیدی است که در پی اجرایی کردن نقشه شوم اشغال اراضی غرب آذربایجان می باشند. اجداد و پیشوایان این تروریست ها 80 سال قبل و بعد از فجایع جیلولوق در غرب آذربایجان تلاش بسیاری کردند که با زور اسلحه و با قتل عام انسان های بی گناه در شهرهای اورمو،سلماس،ماکی،خوی و... به مراد دل خویش برسند، ولی پایداری و مقاومت مردم مظلوم منطقه در دفاع از مام میهن و نوامیس خویش و یاری ارتش تورک عثمانی توطئه اسماعیل سیمکو را عقیم گذاشت.
بعد از سقوط رژیم شوونیستی و فاشیستی پهلوی در سال 1357 بار دیگر مار زخم خورد و زهر آلود تروریسم کرد به حرکت در آمده و این بار به رهبری حزب دمکرات کردستان تلاش کرد که با استفاده از فضای نا بسامان آن روزها آرزوهای به گور رفته رهبرانشان را جامه عمل بپوشانند، در نتیجه سولدوز قهرمان، اورمیه و روستاهای اطراف اورمیه با خون زنان و کودکان بی گناه رنگین شد. این بار نیز غیرت ملی تورک آذربایجانی مانع از آن شد که قاسملو و دیگر سران تروریست به اهداف خود برسند.
با شکست سیاسی و نظامی تروریست ها در منطقه غرب آذربایجان، رهبران گروه های تروریستی کرد با تغییر استنراتژی و تاکتیک اشغال آرام و استحاله نرم منطقه را در راس برنامه خود قرار دادند. آن ها با استفاده ابزاری از مهاجرین کرد منطقه و با تکیه به پول های غیر مشروع حاصل از قاچاق مواد مخدر،انسان، فحشا، اسلحه و... به خرید اراضی غرب آذربایجان مشغول گردیده و حمایت های ابزاری های شوونیسم فارس از این گروه ها برای پیشبرد اهداف خود ، موفقیت چشمگیری را نصیب گروه های تروریستی کرد.
در راستای این سیاست سیل مهاجرین کرد به غرب آذربایجان در چند سال گذشته به یکباره فزونی گرفت و نا امنی های اجتماعی و تضاد های فرهنگی در غرب آذربایجان نمود عینی پیدا کرد. امروز روح تروریستی و جنایتکار سیمکوها،قاسملو ها، شرفکندی ها در پیکرمسعود بارزانی ها، جلال طالبانی ها، عیدالله اوجالان ها،جمیل بایک ها،کارا ایلان ها،عبدالرحمان حاج احمدی ها،مصطفی هجری ها و... ظهور پیدا کرده است و بار دیگر مردم منطقه غرب آذربایجان ، مردم جنوب کشور تورکیه، مردم تورک اربیل و کرکوک گرفتار تروریست ها جدید شده اند. حامیان داخلی این تروریست ها نیز با سو استفاده از منابع اقتصادی ملت آذربایجان تلاش دارند که در ارکان سیاسی منطقه جای گرفته و به عنوان نیروی سیاسی مطرح معرفی شوند. با کمال تاسف در پی غفلت مردم تورک غرب آذربایجان که ناشی از فشارها و نارضایتی های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی ، اجتماعی مردم از حاکمیت مرکز است زمینه مساعدی برای عرض اندام سیاسی عو.امل تروریستی پدید آورده است.
خدیجه منصوری ، شهره شیرزاد( نوه اسماعیل سیمکو)، عابد فتاحی و... از جمله افرادی هستند که علنا و عملا به طرفداری و حمایت از گروه تروریتسی پ ک ک می پردازند( مصاحبه ها، سخنرانی ها، تبلیغات و عملکرد آن ها گویای مسئله است) و سیاست تئوریزه شده از سوی این گروه تروریستی را پیش می برند. در این گیر و دار شوونیسم فارس نیز سرمست از این مسئله برای خنثی نمودن جریان هویت طلبی ملت آذربایجان و حرکت ملی پنهانی و آشکارا حمایت خود را از این افراد دریغ نمی کند.
حامیان داخلی گروه های تروریستی بر این باورند که می توانند نقش سیاسی حزب تروریستی د. ت . پ ( دمکراتیک توپلوم پارتیسی – بازوی سیاسی پ ک ک در تورکیه) بازی کرده و در منطقه غرب آذربایجان به عنوان شاخه سیاسی گروه های تروریستی کرد فعالیت نمایند. این حامیان گروه های تروریستی از خلا موجود در انتخابات ناشی از عدم مشارکت مردم تورک غرب آذربایجان استفاده کرده و سعی در تثبیت سیاسی و اجتماعی خود را دارند و شنیده ها حاکی از آن است که افراد جدیدی را برای انتخابات 24 اسفند مجلس آماده نموده و جلسات مختلفی نیز برگزار کرده اند. این افراد با استفاده از جراید و تریبون های به ظاهر قانونی اندیشه های تروریستی خود را بسط داده و از نشر و چاپ ادعا های ارضی خود بر منطقه غرب آذربایجان ابایی ندارند.
خدیجه منصوری عضو غیر منتخب شورای شهر اورمیه در مصاحبه ای که در شماره 19 آبان دو هفته نامه هاورا چاپ سنندج داشت صراحتا غرب آذربایجان را منطقه کردستان شمالی ایران عنوان نموده و مرز آن را از اورمیه تا ماکو معرفی می نماید.
مردم آگاه آذربایجان:
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان بر اساس رسالت ملی و بر حسب وظیفه نامه های هشدار آمیزی به دفتر نشریه هاوار و دفتر خدیجه منصوری ارسال و در مورد این گونه حرکات و گفتار به آنها اولتیماتم داده است و بار دیگر اعلام می دارد که تحرکات حامیان گروه های تروریستی کرد را که منطقه غرب آذربایجان را تهدید می کنند تحمل نخواهد کرد، ولی جا دارد مردم تورک غرب آذربایجان و ملت بزرگ آذربایجان آگاهی و هوشیاری خود را در مورد فعالیت های به ظاهر دمکراتیک ولی کاملا هدفدار و تروریتسی مآبانه عوامل طرفدار گروه های تروریستی کرد حفظ نمایند. مطمئنا آمادگی و حمایت های ملت آذربایجان از فعالین حرکت ملی و کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان نقشه و سیاست های گروه های تروریستی را به هم خواهد ریخت.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
22 / 8 / 86
ارسال نامه هاي هاي هشدار آميز به حاميان گروه هاي تروريستي
كميته مردمي دفاع از غرب آذربايجان در راستاي مسئوليت ملي خود در دفاع از هويت ملي و اراضي تاريخي آذربايجان در پي چاپ سخنان هدفدار "خديجه منصوري" در دو هفته نامه " هاوار" با ارسال نامه هاي هشدار آميزيي به حاميان گروه هاي تروريستي اخطار داد.
متون نامه هاي ارسالي كميته مردمي دفاع از غرب آذربايجان به دفاتر " خديجه منصوري" و دو هفته نامه " هاوار"و"شورای شهراورمیه"
هشدار
خانم خدیجه منصوری، عضو غیر منتخب شورای اسلامی شهر اورمیه
مطالب غیر واقع و توهین آمیز شما در مورد اراضی تاریخی غرب آذربایجان، مندرج در دوهفته نامه "هاوار" و سایر سخنرانی هایتان، موید این مسئله است که شما بلند گوی گروه های تروریستی کرد فعال در غرب آذربایجان هستید و تلاش دارید آرزوهای پوسیده گروه های تروریستی کرد را در مورد اشغال اراضی تاریخی آذربایجان از تریبون های رسمی وجاهت بخشیده و تثبیت نماید. ما به شما و سایر رهبران گروه های تروریستی و طرفداران این گروه های تروریستی که دستشان به خون انسان های بی گناه تورک آلوده است هشدار می دهیم که، ملت آذربایجان و فعالین حرکت ملی آذربایجان چشم دوزی به اراضی ملی خود را تحمل نخواهد کرد. یقین داشته باشید که زمان یاغی گری سرکار خانم محترم و گروه های تروریستی کرد و طرفداران آنها که غرب آذربایجان را با عملیات های تروریستی خود به نا امنی کشیده اند سپری گردیده است و شما و آنانی که در رکاب گروه های تروریستی به ریختن خون انسان های بی گناه و اشغال اراضی تاریخی ملت آذربایجان مشغول هستند، جواب گوی کردار ناپسند و تروریستی خود خواهید بود. بهتر آن است که در مورد گفته هایتان از محضر ملت آذربایجان عفو بطلبید.
کمیته مردمی دفاع غرب آذربایجان
22 / 8 / 86
آقای سید هاشم هدایتی، صاحب امتیاز و مدیر مسئول دو هفته نامه "هاوار"
درج مصاحبه هدفدار و تحریک آلود "خدیجه منصوری" عضو شورای اسلامی شهر اورمیه در شماره 38 - شنبه 19 آبان 1386 آن دو هفته نامه که مملو از تحریف واقعیت ها در مورد اراضی تاریخی و ترکیب جمعیتی منطقه غرب آذربایجان بود، موجی از نارضایتی را در بین مردم ترک غرب آذربایجان بر انگیخته است. خانم خدیجه منصوری که بواسطه عدم مشارکت گسترده مردم ترک اورمیه در انتخابات شورا ها( به دلیل نارضایتی های از وضع موجود) توانسته است با رای اقلیت کرد های ساکن غرب آذربایجان به شورا راه یابد بدون توجه به احساسات مردم ترک غرب آذربایجان در دفاع از هویت ملی و اراضی تاریخی شان، با استفاده از تریبون آن جریده در جسارتی نابخشودنی انگشت به نقطه حساس مردم ترک غرب آذربایجان نهاده است. متاسفانه آن گونه که از سوالات خبرنگار هاوار" بارام شنویی" و مطالب مندرج در شماره های قبلی نشریه هاوار بر می آید نشریه شما رسالت مطبوعاتی خود را فراموش کرده و همصدا با گروه های تروریستی که مالیخولیای کردستان بزرگ را در سر می پروانند بر طبل دست اندازی به اراضی تاریخی غرب آذربایجان می زنید و تبدیل به تریبون این گروه های تروریستی شده اید. کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان مکررا در بیانیه های خود تاکید کرده است که اقلیت کرد ساکن غرب آذربایجان که اکثرا از نقاط مختلف به شهرهای غرب آذربایجان مهاجرت کرده اند فارغ از مذهب و نژاد به عنوان انسان مورد احترام و مهمان ملت آذربایجان بوده و هستند، ولی با کمال تاسف تحرکات بو دار گروه های تروریستی و هواداران داخلی آن ها در چشم طمع داشتن به اراضی تاریخی آذربایجان ملت آذربایجان را مجبور به جبهه گیری خواهد نمود و این گونه تحرکات نتیجه ای جز ضربه زدن به زندگی آرام اقلیت کرد ساکن غرب آذربایجان نخواهد داشت.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان به عنوان یکی از تشکل های مدافع هویت ملی و اراضی تاریخی ملت آذربایجان به تمام گروه های تروریستی و هواداران داخلی آنها که سیاست های مالیخولیایی آن ها را نوشخوار می کنند هشدار می دهد وجو آنها را به هیچ عنوان تحمل نخواهد کرد.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان از دست اندرکاران دوهفته نامه هاوار نیز هشدار می دهد که از رسالت مطبوعاتی و انسانی خود عدول نکرده و ملعبه دست گروه های تروریستی نشده و تنها مدافع حقوق قانونی و انسانی کرد ها باشد.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
21 / 8 / 86
خود سوزی ویا سوزاندن؟! زن جوان تورک در خانواده کرد؟!
طبق اخبار رسیده یک زن جوان تورک به نام ناهید که چند سال قبل با یک جوان کرد ساکن روستای حاجی حسن قوشاچای ازدواج کرده بود 4 روز پیش خودسوزی کرد ولی بعد از انتقال این زن به بیمارستان قوشاچای پزشکان از زنده ماندن وی نا امید شده و او را به یکی از بیمارستانهای اورمو منتقل کردند ولی با اینحال پزشکان اورمو نیز به خاطر شدت سوختکی از زنده ماندن این زن جوان نا امید شدند که هنوز خبر دقیقی از وضعیت این زن در دسترس نیست.
اما طبق تحقیقات به عمل آمده در مورد این زن و خانواده ای که با آنها وصلت کرده بود معلوم شد که این خانواده دارای روحیه ضد تورک بوده و همیشه با گروهکهای تروریستس اکراد همدل بوده اند و بعد از ازدواج پسرشان به نام امیر با ناهید، امیر را نیز تحت فشار قرار داده بودند که باید ناهید را طلاق بدهد ولی ناهید پس از بچه دار شدن به خاطر دلبستگی به فرزندانش نخواست طلاق بگیرد و طی این چند سال دهها و صدها بار مورد آزار و اذیت و شکنجه شدید جسمی و روحی از طرف شوهر و خانواده شوهرش قرار گرفته بود.
این بار نیز معلوم نیست که آیا ناهید خود سوزی کرده و یا خانواده شوهرش او را آتش زده اند.
توضیح کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان: مطلب ذیل عینا از وبلاگ گروه آذربايجان اؤيرنجي حركاتي (AZOH) اخذ شده است. این مطلب که بدنبال فراخوان کمیته جهت مباحثه در خصوص انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی در وبلاگ این گروه قرار گرفته است، می تواند نشانگر آرای طیفی از فعالان یا تشکلها و احزاب حرکت ملی آذربایجان باشد. لذا در راستای رسیدن به همنوایی سیاسی در خصوص مساله انتخابات این مطلب در وبلاگ کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان قرار داده میشود. همچنین کمیته منتظر نوشته ها، تحلیل ها و مقالات دیگر همفکران مبارز می باشد.
حرکت ملی و انتخابات
رویکردی به انتخابات مجلس شورای اسلامی و وظیفه ی فعالین حرکت ملی آذربایجان با توجه به درخواست گروه کمیته ی دفاع از غرب آذربایجان ، از منظر جمعی از فعالین دانشگاهی و جنبش دانشجویی آذربایجان .
در مقوله ی حرکت ملی آذربایجان و آنچه که مربوط به بحث انتخابات است، باید گفت: جنبش ملی آذربایجان از بدو پیدایش آن به عنوان حرکت دارای پتانسیل و با توجه به نیازهای اجتماعی ، به سرعت توانست خود را حداقل در منطقه ی آذربایجان ایران به عنوان تفکر مسلط شناسانده و خیلی زود داخل اقشار و طبقات مستعد برای حرکات اجتماعی- سیاسی جا کند . در خصوص جنبش های اجتماعی-سیاسی از زمان پیدایش آن تا کسب قدرت سیاسی با توجه به نائلیت به هر کدام از اهداف استراتژیک و گذر به مرحله ی بعدی آن ، می توان گفت : از بدو پیدایش تا رسیدن به دوران نسبتا با ثبات مبارزه ی سیاسی به رهبری احزاب سیاسی ، دورانی که در خصوص تقریبا تمامی جنبش ها می توان از آن بعنوان دوره ی مشترک نام برد ، دوره ایست که در آن به دلیل ضعف ابزار تبلیغاتی ، دستاوردهای جنبش توسط جریانهای سیاسی مسلط مصادره می شود . دوره ایست که در آن اعضای جنبش در خصوص استقلال کامل فکری- ایدئولوژیکی و عملی جنبش از دیگر جریانات سیاسی وسواس به خرج می دهند .از مشخصه های بارز این دوره تحریم انتخابات ها ، معرفی مناسبتهای جدا ازدیگر جریانات مسلط ، سعی در تعریف هویتی کاملا مستقل ، طرد عده ای از اعضای جنبش که قصد هر گونه توافق با جریانات قویتر را داشته باشند و نهایتا استقلال کامل از هر گونه جریان سیاسی همسو یا نا همسو ، حتی اگررسیدن به قدرت سیاسی به تنهایی غیر ممکن به نظربرسد .
به تدریج با قدرت یابی احزاب سیاسی زاییده از درون جنبش و نیرو گرفتن ابزار تبلیغی و ارتباط تاثیر گذار با اعضای جنبش و همچنین بدست گرفتن اهرمهای فشاربرهئیت حاکمه ، جنبش ها از لاک خود بیرون می آیند و در حوزه ی سیاسی آن متناسب با استراتژی و برنامه های تشکلات سیاسی و با توجه به قدرت تاثیر,ابتکار و انسجام احزاب سیاسی شروع به ایجاد توافق و همکاری با جریانات سیاسی دیگر و به طور کلی شروع به ایفای نقش در حیطه ی منافع مبارزه ی سیاسی می کند که یکی از آنها نیز بحث انتخابات است .
اما در خصوص حرکت ملی آذربایجان باید گفت با توجه به جو کاملا غیر قانونی فعالیت احزاب سیاسی آذربایجان و همچنین نبود تجربه ی سیاسی کافی و نو پا بودن آنها این وظیفه بیشتر به عهده ی تشکلها یا هر نوع گروه منسجمی است که می تواند در شرایط قانونی ( حتی قوانین محدود ایران ) بتواند از فرصتها و منفذهای حاکمیت به بهترین نحو در راه منافع حرکت ملی آذربایجان استفاده کند . هر چند که اصولا کپی برداری از مبارزات سیاسی دیگرملل را به صلاح حرکت منحصر به فرد آذربایجان نمی دانیم اما با نگاه به وضع سیاسی ترکیه وچگونگی رفتار سیاسی کردهای ترکیه و ایجاد لایه های زیرزمینی((PKK و مبارزه ی قانون (-شاخه ی سیاسی پ-ک-ک- (DTP شاید زمانی از مجمع دانشگاهیان آذربایجان چنین انتظاری می رفت که در این صورت به هر حال دوستان توپلوم باید کمی پر کاری به خرج دهند .
از سوی دیگرموضوعی که مخالفان شرکت درانتخابات ابراز می دارند ، مشروعیت دادن به حاکمیت فارس وافتادن در دام اپورتونیستها ودر نهایت به انحراف کشیده شدن حرکت ملی از راه اصیل و غایت سیاسی حق تعیین سرنوشت خویش میباشد . که با توجه به عدم ورود حرکت ملی به دوران ثبات سیاسی خویش وعدم وجود احزاب قانونی- سیاسی که قادر به مانوردر مقابل تغییرات حوزه ی سیاست باشند ، که در مقدمه به خصوصیات این دوره اشاره شد ، نظر این عزیزان نیز قابل تامل میباشد . تاکید به وجود انسجام و ارتباط قوی با اعضای چنین گروههایی از آن جهت اهمیت می یابد که با توجه به گذر حرکت ملی به دوران ایفای نقش آن در حوزه ی سیاست ، به نظر می رسد لزوما سیاست راهبردی حرکت ملی در این برهه باید بسیار ظریف و قابل انعطاف باشد . به گونه ای که تبلیغات برای کاندیداهای مورد نظر اولا باید بدون استفاده از شعارهای حرکت ملی و در نهایت هر گونه مشروعیت دادن به حاکمیت در افکار عمومی آذربایجان بوده و دوم اینکه با ارتباط قوی بین فعالین و تبلیغات قوی و مستمر( حتی الامکان بدون استفاده ازشعارهای ملی ) باشد . اینگونه رویکرد به مسئله ی انتخابات شاید در نگاه اول کمی غیر قابل اجرا به نظر برسد اما با یک بررسی آماری امکان بالای پیروزی در انتخابات علی الخصوص در شهرستانها ، روشن است . به طور متوسط در انتخابات شورای شهر ، با مجموع آرای بین 8000-13000( بسته به جمعیت شهرستانهای مختلف ) می توان کاندیدا یا کاندیداهای مورد نظر را به پیروزی رساند .
موضوع دیگری که مخالفان انتخابات بدان اشاره می کنند ، رد صلاحیت شدن کاندیداهای مورد نظراز سوی دایره ی امنیتی حاکمیت می باشد . در این خصوص باید گفت فعالین حرکت ملی می توانند با معرفی کاندیدهای با تعداد بالا مثلا 50-100 مطمئن شوند همه ی آنها از دورانتخابات حذف نخواهند شد ، که البته همان گونه که قبلا اشاره شد نام نویسی فعالین نسبتا گمنام و عدم استفاده از شعارهای ملی احتمال حذف همه ی آنها از دور انتخابات بعید به نظر می رسد . البته از سوی دیگر نیز بالا رفتن تعداد رد صلاحیت شدگان ضربه ای به آبروی حاکمیت و آگاهی بیشتر مردم خواهد بود . در هر حال حتی در صورت عدم توفیق فعالین حرکت ملی ،با توجه به عدم استفاده از وجه حرکت ملی ، چیز خاصی از دست نمی دهند . در عین حال باید توجه داشت که به هر حال افرادی سودجو هستند که در هردوره از انتخابات سعی در سودجویی از داشته ها و پرستیژ حرکت ملی را داشته و خواهند داشت .
اهمیت شرکت در انتخابات قطعا در مناطق مختلف آذربایجان بسیار متفاوت خواهد بود . در اینجا لازم به یادآوریست که در مناطق همجوار با کردها اعم از اورمیه ، سولدوز و ... اهمیت شرکت در انتخابات و استفاده از فضای آن علی الخصوص در اورمو بسیار بسیار حائز اهمیت است . باید گفت در این مناطق شرکت در انتخابات مطلقا و به هر عنوان و تبلیغ کامل با تمام داشته ها و اعتبار حرکت ملی آذربایجان لازم به نظر میرسد . چرا که غفلت از این امر فرصت را به دست کوردها داده و سناریوی انتخابات شورای شهررا تکرار خواهد کرد . بدیهی است که کردها به دلیل حمایت شوونیزم فارس می توانند با دارا بودن چند عضو در شورای شهرو مجلس( به نمایندگی از اورمیه ، سولدوزو ... ) هم به تغییر نام مناطق شهری غرب آذربایجان مبادرت کنند و همچنین به دلیل دارا بودن تشکیلاتهای منسجم وقوی با گرفتن دیتاهای مورد نیازازشورای شهرمبادرت به خرید و فروش زمین با سود بالا و در نهایت بدست آوردن منابع مالی جهت اهداف تروریستی و صدها عمل ضد منافع آذربایجان انجام دهند .
در پایان اشاره می شود که فضای کاملا غیر دموکراتیک ایران واز طرف دیگرعدم وصول حرکت ملی آذربایجان به مرحله ای از ثبات سیاسی جهت استفاده ی کامل از پتانسیل انتخابات نباید فعالین حرکت ملی را از منافع بی شمار این فرصت بی بهره گذارد .
قايناق:www.azoh.blogfa.com
توضیح کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان: پیرو فراخوان کمیته جهت نقد و بررسی انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی، مقاله ذیل به قلم "سئوا گونئیلی" در وبلاگ کمیته قرار داده میشود. درج این مقاله یا مقالات بعدی بیانگر سیاستها یا نظرات کمیته نبوده و تلاش میشود جهت رسیدن به نقطه نظر مشترک و وحدت فکری، تمامی مقالات و نوشته هایی که در خصوص انتخابات به آدرس کمیته ارسال میگردند بدون کم و کاست و بدون سانسور در وبلاگ کمیته قرار داده شوند.
بسم الله الرحمن الرحیم
انتخابات مترقی ترین تجلی حضور ملت درصحنه سیاسی – اجتماعی جامعه بوده وطبیعی است که هرچه به آن نزدیک شویم شور وحال زاید الوصفی درچارچوب جامعه وبه خصوص جوانان ایجاد شود تا باحضور درپای صندوقهای رای، وبا تکیه برحق تعیین سرنوشت ،مشارکت خویش را درچگونگی اداره جامعه تعیین نمایند.انتخابات محور دموکراسی ومیزان مشارکت - کیفی وکمّی - درآن پویائی ورشد وبلوغ سیاسی واجتماعی تابعین یک جغرافیای سیاسی – اجتماعی رامی رساند.سخن گفتن درباب دموکراسی وانتخابات شیرین ودلپسند است که جای آن دراین مقال نیست که حکایت ما حکایت دیگریست !
چون سال های پیشین با نزدیک ترشدن زمان انتخابات (دوره هشتم مجلس به الصطلاح شورای اسلامی )اساسی ترین سوالی که درمیان نه تنها خواص – فعالین هردو سو،یعنی فعالین حرکت ملی آذربایجان جنوبی وهمچنین فعالین رژیم شوونیستی – فاشیستی آخوندی دولت مرکزی ایران – بلکه عموم توده ملت نیز مطرح است چرائی وچگونگی موضع گیری درقبال انتخابات است .
پاسخ دادن با این پرسش به ظاهرساده درهرکجائی دنیا که باشد،شایدکارمشکلی نباشد ولی درجغرافیای سیاسی ایران وبه خصوص شرایط گذشته، حا ل وآینده آذربایجان جنوبی جزء سخترین کارها ست واقدام کمیته مردمی دفاع ازغرب آذربایجان دراعلام فراخوان برای تصمیم گیری اجماعی دراین خصوص وبا درنظرگرفتن منافع ومصالح ملی ملک وملت آذربایجان جنوبی درتمامی ابعاد کاربسیار پسندیده ومبارکی است ولازم است فعالین ودلسوزان ملک وملت با هرمرام وتفکری دراین امرمشارکت فعال نمایند تا به اجماعی شایسته و با محوریت آذربایجان جنوبی برسیم .
◄عنصری که به ما دریافتن پاسخ این پرسش کمک می نماید این است که هدف ما ازیافتن پاسخ این پرسش چیست وبه عبارت روشنتر ما به دنبال چه هستیم!؟آیا هدف اعلام موجودیت سیاسی اجتماعی است ؟ایا هدف صرفا یا موضع گیری ویا یک افدام سیاسی اجتماعی است ؟ آیا هدف کسب قدرت سیاسی اجتماعی ویا کسب امتیاز دردایره بسته سیاسی اجتماعی ایران است ؟ایا هدف پرکردن ویترین تبلیغاتی خودمان ویا فاشیستهای دولتی است؟ ایا هدف حفظ چند نام وعنوان برروی کاغذهاست ؟آیا هدف مبارزه باتهدیدها باچند پهلوان پنبه ای وبرروی کاغذهاست؟ ....ویا ما صادقانه به دنبال منافع ومصالح ملک وملت آذربایجان جنوبی درمیان واقعیتهای جامعه هستیم.
◄عنصر دیگر دراین میان که می تواند مارایاری دهد ارزشیابی کارنامه موضع گیریها واقدامات وشخصیتها های موجود درگذشته وحال استک ه آیا مارا دررسیدن به اهداف خویش ورفع تهدیدها چقدریاری نموده است که بتوان برروی آن تکیه نمود ؟!
◄عنصر دیگر تحولات ایجاد شده درجبهه مقابل وچگونگی عملکرد آنها درطول دوره معینی از زمان است که مارا درسیدن به شناختی واقع بینانه از چهره وماهیت دشمن یاری دهد !
◄وعنصر آخر وضعیت اردوی داخلی وشرایط امروزین ودورنمائی تحولات آینده است !
بااطمینان می توان گفت که همگان وبا هرگرایش ومرامی هرچند متفاوت ازهم، به دنبال منافع ومصالح ملی ملک وملت آذربایجان جنوبی هستیم وصادقانه به دنبال رائالیزه کردن آن هستیم واهداف کلان را برموفیقیتهای کوتاه مدت سیاسی – اجتماعی ترجیح داده ومخالف تامین انرژی برای موتوررژیم فاشیستی ایران هستیم به عبارت ساده تر موفقیتهای کوتاه مدت ما دراین برهه اززمان می تواند بخشی ازاهداف کلان رژیم ایران باشد .زیرا تئوریسین های دولت مرکزی ایران نه به دنبال دموکراسی بلکه تنها به دنبال میزان آرا ومشارکت حداکثری (یعنی موفقیت کمّی ) هستند.ازطرف دیگر میزان مشارکت حداکثری درانتخابات باهرقصد ونیت، سیاسی اجتماعی بطوریقین سوژه تبلیغاتی مناسبی دراختیار دولت ایران خواهد گذاشت تاباتکیه برآن میزان محبوبیت وپایگاه مردمی خویش را فریاد بزند وباآن هزینه فعالیت برعلیه خویش را افزایش دهد وهمه اینها منجر به تقویت نظام حاکم برجغرافیای سیاسی اجتماعی ایران خواهد شد که با استراتژی اصولی وکلی حرکت ملی آذربایجان جنوبی مبنی برپرهیز ازهراقدامی که منجربه تقویت شوونیسم وفاشیسم درایران شود ،می باشد.شاید گفته شود باوجود تمام این گفتار، مصالح حرکت وشرایط امروز ملک وملت آذربایجان جنوبی مارا نیازمند می سازد که به درجهت نیل به اهداف کلان وبلند مدت ،به تعریف وکسب اهداف کوتاه مدت نیز حرکت کنیم تا باعث دلگرمی برای فعالین وملک وملت گردد وهمچنین برای کاستن ازفشارها وجنایات روزمره رژیم برفعالین، ازنفوذ وقدرت آنهادرآینده استفاده کنیم.
به جرات می توان گفت دلیل مناسبی به نظر می رسد ومی تواند قانع کننده برای شرکت ومشارکت حتی نسبی وکنترل شده درانتخابات باشد .اهمیت این دلیل زمانی بیشتر می شود که تهدید های ارامنه واکراد برای ایجاد تغییرات درمالکیتهای معنوی وترکیب جمعیتی وتروج تروریسم دراراضی تاریخی آذربایجان جنوبی همچنان باشدت بیشتری وجود دارد ومی توان باکاندید کردن چهرههای نه چندان مطرح سیاسی اجتماعی وملی که احتمال ردصلاحیت آنهاکم باشد وبا حمایتهای پنهان ازآنها وایجاد شانس موفقیت بیشتربرای آنها ،آنها رابرای روزهای آینده ذخیره کرد وبه نوعی درمیان نیازهای دولت ایران به نفع خودمان مانور بدهیم وامتیازبگیریم . درنگاه اول من نیز این را یک موفقیت کوتاه مدت می دانم وقابل بررسی ولی آیا درنگاه کلان هم اینگونه است؟ وآیاوضعیت ساختاری وتشکیلاتی حرکت ملی این اجازه رابه مامی دهد؟به نظرمی رسداین گونه موفقیتهای کوتاه مدت، برنامه میان مدتی رامی طلبدتاباتوجه به فیلترینگ شدید نیروهای اجتماعی درعرصه انتخابات ،امید به موفقیت آن داشته باشیم که درشرایط فعلی آذربایجان جنوبی امکان آن ضعیف به نظرمی رسد.
بررسی کارنامه نمایندگان مناطق مختلف آذربایجان جنوبی درمجالس خبرگان، مجلس شورای اسلامی وشوراهای اسلامی شهروروستا وچگونگی فیلترینگ نیروها درعرصه انتخابات اطلاعات ارزشمندی رادراختیار ما قرارمی دهدتابتوانیم به جمع بندی روشنی دست پیداکنیم .برای این منظور من دردوحوزه به بررسی می پردازم 1- چالشهای کلان حرکت :دراین حوزه هیچکدام ازنمایندگان مناطق مختلف آذربایجان جنوبی اقدام هرچنداندکی ازخود به یادگارنگذاشته اند وسیستم بسته نظام حکومتی ایران وتفکرات انحصارطلبانه شوونیستی حاکم برآن امکان هیچ حرکتی را هم به اندک فعالین جسورهم نمی دهد از مهمترین نمودهای این حوزه می توان به حق تعیین سرنوشت ملی ،احیای تاریخ وادبیات ترکی آذربایجانی وآموزش آکادمیک زبان مادری ،تلاش برای رفع تهدیدهای روزافزون ارامنه واکراددرآذربایجان و.... اشاره کرد
2- مسائل روزمره ملک وملت آذربایجان جنوبی :شاخص ترین نماینده ای که دراین حوزه بتوان ازآن نام برد آقای اعلمی نماینده تبریز درمجلس شورای اسلامی است وازاقدامات ارزشمندایشان می توان به تلاش موفقیت آمیز درجهت آزاد سازی بخشی اززندانیان دربند آذربایجانی ، شجاعت درپرسش ازوزیر کشور درخصوص وقایع آذربایجان وتلاش درجهت رفع ممنوعیت استفاده ازکلمات ترکی درآذربایجان و.. نام برد درمقابل این اقدامات موضعگیریهای تندبرخی ازنمایندگان آذربایجان درمجلس دربرابر نقشه تاریخی آذربایجان منتشره ازسوی آکادمی علوم آذربایجان شمالی وسکوت آقای اعلمی وافزایش موج دستگیریها درآذربایجان وبی اعتنائی به حقوق شهروندی آنها وسکوت آقای اعلمی ،تجزیه مدرن آذربایجان وسکوت ... ادامه سیاست آسیمیلاسیون درآذربایجان وسکوت ... بی اعتنائی به حقوق مدنی سازمانهای غیردولتی وسکوت .... تخریب میراث تاریخی آذربایجان وسکوت .... رامی توان اشاره کرد.لازم به ذکر است که بدنبال تغییرات اعمال شده درقانون انتخابات مجلس مصوب مجلس هفتم که آقای اعلمی عضوی ازآن می باشد دارابودن مدرک تحصیلی لیسانس وباحداقل پنچ سال سابقه مدیریتی ویا مدارک بالاتر، مسیر رابرای پیمودن احتمالات مشکل ترکرده است زیرا همگان می دانیم برای کسب پست مدیریت درنظام ایران باید ازهفت خوان رستم عبور کنی وتائیدیه سپاه واطلاعات واماکن وامام جمعه و...داشته باشی ومن بعید می دانم کسی باگرایشهای ناسیونالیستی آذربایجانی ازاین فیلتیرینگ جان سالم به درببرد . بنابراین تکیه براحتمالات نمی تواند ما برای گزینشهای مورد انتظار حکومت ایران قانع کندویا دلیل کافی برای شرکت درانتخابات باشد.لازم به تذکراست که پابرجا بودن اصل نظارت استصوابی شورای نگهبان مانعی بزرگ برای عبورازفیلترینگ انتخاباتی می باشد.ازسوی دیگرفعالترشدن قوه قضائیه دربرخورد بانمایندگان مردمی وهمچنین زمزمه های استمرار نظارت شورای نگهبان برعملکرد نمایندگان پس ازانتخاب نیز مانعی دیگر دربرابرکسانی است که می اندیشند ازجایگاه نمایندگی مجلس می توان درجهت منافع ومصالح ملک وملت آذربایجان جنوبی گام برداشت زیرا اکنون نظام حاکم برایران منافع ومصالح خود را با منافع ومصالح ملک وملت آذربایجان جنوبی درتضاد می بیند توسل به قوه قهریه دربرخورد با اقدامات مدنی وبدون خشونت فعالین آذربایجان دلیل روشنی براین مدعا است.
درانتخابات قبلی موضع فعالین حرکت ،تحریم نسبی انتخابات بود ازآن موقع درجبهه مقابل ما تغییرات مثبتی برای توجیه شرکت درانتخابات رخ نداده است .درجبهه فاشیستهای حاکم برایران جزپس رفت درمسیر دموکراسی وغوطه ورشدن درمنجلاب فساد وطغیان تغییردیگری حاصل نشده است نظام قدرت همچنان برروی غیرخودیها بسته است الگوئی تقسیم قدرت همچنان تکفیر می شود حق تعیین سرنوشت ملی ملل ساکن درجغرافیای سیاسی ایران همچنان به رسمیت شناخته نمی شود حقوق شهروندی افراد لگدمال فاشیسم می شودشرایط شرکت درانتخابات سختتر شده است نظارت استصوابی همچنان پابرجاست فضائی سیاسی اجتماعی آذربایجان همچنان امنیتی است بازداشتها وشکنجه ها وپرونده سازی هاباشدت دنبال می شودتخریب شخصیتی فعالین حرکت وتحریف اهداف حرکت باشدت تمام ادامه دارد .......درجبهه ارامنه گستاخی ریشه دوانیده است ادعاهای ارضی همچنان پابرجاست داغ قاراباغ همچنان تازه است فعالیت های زیرزمینی داشناکها دراراضی تاریخی آذربایجان همچنان با کمک عوامل دولتی ادامه دارد میراث تاریخی وباستانی مالگد مال شوونیسم فارس درجهت تغذیه ارامنه است ...... درجبهه اکرادوضع به مراتب سختتر شده است واکراد باکمک آشکار وپنهان بخشهای ازنظام حاکم برایران به دنبال کردن سیاستهای تروریستی خویش ادامه می دهند .بدنبال سرکوب نیروهای تروریستی کرد درترکیه توسط ارتش دلاورترک وبسته شدن پایگاههای آنها درشمال عراق احتمال فعالترشدن آنها دراراضی تاریخی آذربایجان جنوبی بیشتر شده است ومن فکرمی کنم حضور چند نماینده خنثی ویا حتی فعال کنترل شده نمی تواند مانعی دربرابرآنها باشد
درحوزه داخلی حرکت نیز تحولات ارزشمندی رخ داده است که منجربه تقویت حرکت ملی شده است واین نظام حاکم برایران رابه واکنشهای افراطی وتند واداشته است افزایش بازداشتها ومحدود کردن فعالیت سازمانهای غیر دولتی ومطبوعات مستقل صدور جزوه 19 صفحه ای برای آشنای مسئولین دولتی با حرکت ملی (البته با فرم تحریف شده آن )و....نشانه های غیرمستقیمی است که نشان ازتقویت حرکت ملی دارد ودردید مستقیم افزایش گرایشهای هویت خواهانه درمیان توده ملت وافکاراستقلال طلبانه درمیان خواص موقعیت حرکت ملی آذربایجان جنوبی رادرمیان سایرحرکات آزادی بخش ملل ساکن درجغرافیای سیاسی ایران را برجسته ترنموده است .قبل ازپرداختن به موضع خودم دررابطه با انتخابات بطور مشخصی می خواهم به نگرانی جحم قابل توجه ای ازفعالین حرکت ملی درابطه با تحریم نسبی بپردازم .به نظر می رسد برای تحریم مطلق انتخابات درآذربایجان جنوبی بجز غرب آن که اساسی ترین چالش راباتروریسم کرد داریم هیچ شک وشبهه ای درمیان فعالین حرکت وجود ندارد .اقدامات تروریسم کرد درجهت افزایش تروریسم درغرب آذربایجان وتغییر ترکیب جمعیتی وکسب مالکیتهای معنوی درآن وافزایش دامنه نفوذ خود درآذربایجان جنوبی به منظور کسب امتیاز که باحمایتهای پنهان وآشکار عوامل حکومتی نیز همراه است نگرانی های رادرمیان فعالین حرکت ملی دامن زده وآنها راوادارکرده است تا برای ایجاد مانع دربرابرآنها با شرکت درانتخابات این منطقه وانتخاب نمایندگان ترک (حتی اگر شناسنامه ای هم باشند )،مانع انتخاب نمایندگان کرد شوند .صرف نظر از کارائی این چنین نمایندگان ترک به نظر می رسد این موضع منفعلانه دربرابر اکراد ازسوی فعالین حرکت دراین برهه اززمان که حرکت درموضع قدرت قراردارد به رسمیت شناختن قدرت سیاسی اجتماعی اکراد دراین منطقه می باشدواین برای آینده حرکت بارمنفی به دنبال دارد ومی تواند پتانسیل اختلاف درمیان تابعین ترک وکرد دولت مستقل آذربایجان درآینده باشد تجربیات گذشته نیز نشان می دهد که اتخاذ موضع منفعلانه وتحریم نسبی کمکی به ما نکرده است .ازطرف دیگر هرچه ماتلاش کنیم نمی توانیم کل نمایندگان این منطقه رایک دست ترک انتخاب کنیم وحضور نمایندگان ترک درجلسات مجلس مصوبات آنها راقانونی نموده وهزینه لغوآنها رادرآینده بالا خواهد برد بنابراین حضور منفعلانه در انتخابات غرب آذربایجان نه تنها مانع تروریسم کرد نخواهد شد بلکه افزایش میزان آراکمکی به رژیم ایران خواهد بود . بنابراین اینجانب ضمن احترام به تمامی نگرانی ها باتحریم نسبی انتخابات همچون سالهای گذشته مخالف بوده وبصورت تئوریک خواستارتحریم مطلق انتخابات می باشم ولی به لحاظ پراتیک موافق اجماع فعالین حرکت ملی هستم وبه آن عمل خواهم نمود هرچند با خواست قلبی من متفاوت باشد.
بااحترام
Guneyli sevda
فراخوان
بحث انتخابات از جمله مواردی است که فعالین حرکت ملی آذربایجان در مورد مشارکت و یا عدم مشارکت در آن دچار اختلاف نظر می شوند. تجربه های چند سال گذشته موید این مسئله است که طیف ها و احزاب حرکت ملی آذربایجان اگر مخالف سرسخت تحریم انتخابات در سراسر آذربایجان هم باشند به دلیل شرایط حساس منطقه غرب آذربایجان و تحرکات سازماندهی شده هواداران گروه های تروریستی کرد در غرب آذربایجان موافق مشارکت عمومی مردم در انتخابات شورا های اسلامی و مجلس شورای اسلامی می باشند. ولی به نظر می رسد طیف هایی از فعالین حرکت ملی آذربایجان این موضع جریان های سیاسی حرکت ملی آذربایجان مورد نقد قرار داده و همیشه مخالف سرسخت مشارکت ملت آذربایجان در انتخابات می باشند.
چهار ماه و اندی به انتخابات 24 اسفند مجلس شورای اسلامی باقی مانده است. کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان امید وار است در این مدت باقی مانده با مد نظر قرار دادن شرایط حساس منطقه غرب آذربایجان،تجربیات و ضعف های انتخابات سنوات گذشته، موضع گیری های طیف ها و تشکیلات های دخیل در حرکت ملی آذربایجان و.... به بررسی و در صورت لزوم اتخاذ تدابیر لازم بپردازد. در این راستا برای تصمیم گیری بهتر، همه فعالین حرکت ملی آذربایجان را به همکاری و همیاری فرا می خواند.
بدین منظور کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان در نظر دارد ویژه نامه انتخابات نشریه ترپراق را منتشر نماید، لذا از همه علاقمندان در خواست می شود مقالات خود را جهت درج در نشریه ترپراق و وبلاگ کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان تا تاریخ 1 / 9 / 86 به ایمیل:bati.azerbaycan@yahoo.comارسال نمایند.
از خوانندگان و فعالین حرکت ملی نیز می خواهیم با نوشتن نظرات خود و دوستانشان در قسمت پیام های وبلاگ، کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان در تصمیم گیری های آتی خود یاری رسانند.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان در فواصل مختلف گزارش هایی از مسائل انتخاباتی در آذربایجان منتشر خواهد کرد.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
باتي آذربايجان ميللي مودافعه كوميته سينين ايضاح لاري
سايين آذربايجان ميلتي، حؤرمتلي اوخوجولار، بو سون گونلرده وبلاگيميزين "نظرلر" بؤلومونده و چوخلو ايميل لر واسطه سيله اليميزه گليب چاتان سورغولار يا نقدلر واردير بونا دايير كي ندن كوميته كورد تروريست لري ساريندان اؤلدورولن پاسدارلاري "شهيد" آدلانديرير.
بيز منتقدلريميزين سورغولاريني يانيتلاياراق هر بيرينه اؤزل ايميل آدرس لرينه جاواب يازيب گؤندرميشيق. آنجاق بوردا بير نئچه قونونو آذربايجان بويوك ميلتينه و منتقدلريميزين حضورونا آچيقلاماق ايسته ييريك.
1-كوميته بئله دوشونور كي تورك پاسدارلار دا ائله آذربايجان بويوك ميلتي ايچنده يئرلشيرلر بونا باخماياراق كي ايللرجه فارس شووينيسمي الي ايله تربيه آليبلار و بلكه ده آسيميلاسيون سياستي اونلار ايچينده داها چوخ گوجلو اعمال اولونوبدور و بوگون اونلارا عاييد اولان اؤزل ميلي اويانيش حركاتي لازيم دير.
2-كوميته او تورك پاسدارلار و مامورلاري كي آذربايجان ميلتي ايله عداوتي و دوشمانچاليغي قونوسوندا ايناملي ديلار و ساتقين ليق پالتارينا بورونوبلر، يوخاريدا قيد ائتديغيميز توپلومدان اوزاق توتاراق اونلاري آذربايجان ميلتي اؤنونده مجازات ائتمه يي گركلي گؤرور.
3-كوميته ساريندان يايلان خبرلر كي اوندا تورك عسگرلريني شهيد آدلانديرير بير چوخ شهيد اولانلار ائله اؤزلري يا ميلليت چي ايديلر و ياخود اؤز كولتورونه ماراقلي اولان اينسانلار ايديلار، اؤرنك اوچون، شهيدلر اكبر خدايار و تقي پور سولدوزدان، حنيف درستي خوي دان، شهيد مجيد طالبي اورمودان و ... .
4-كوميته بئله دوشونور كي آذربايجان ميلي حركاتينين سينيرلاري او قدر كي امنيتي قونولاردا گرك گيزلي و باغلي اولسون آنجاق گرك "جذب" قونوسوندا گئنيش بير باخيش لازيم دير. ائله بونا گؤره بيز جاذبه سياستين دافعه سياستي يئرينه قويموشوق و بو ايشده باشاري لييق.
5-كوميته كورد تروريستلرينين دورومون دقته آلاراق و اونلارين سيلاحلي قوه لري اولدوغونا باخاراق و آذربايجان ميلي حركاتينين بير انسان سئور و دونيا ياسالار اساسيندا و مدني بير حركت اولدوغونو دوشونرك، كورد تروريستلري قارشيسيندا چتين گونلريميزده توپراقلاريميزي ساوونماق اوچون زمينه حاضيرلاماغا چاليشير. بيز بئله دوشونوروك كي چتين گونلريميزده كورد سورونو قونوسوندا ايپين اجو گرك ميليت چيلرين الينده اولسون.
باتي آذربايجان ميللي مودافعه كوميته سي
8/8/1386
مبارزه مسلحانه يا تروريسم؟!
آيدين تبريزي
پس از آنکه پارلمان ترکيه با تصويب قانوني مجوز ورود به شمال عراق براي تعقيب نيروهاي پ ک ک را صادر کرد، بحثهايي در محافل سياسي ايران در اين مورد شدت گرفته است. آنچه در اين بحثها بيشتر از همه خود را نشان مي دهد، نگاه به شدت يکطرفانه و غير منصفانه به اين موضوع است. درگيري مسلحانه شورشيان پ ک ک با نيروهاي نظامي ترکيه که بيش از بيست سال پيش با هدف کسب خودمختاري (آنگونه که خود مدعي هستند) شروع شده است، دراين مدت بيش از سي هزار نفر کشته برجاي گذاشته است که بيشتر اين کشته شده ها نه نيروهاي نظامي ترکيه که کردهاي ترکيه هستند که به جرم عدم همراهي و همکاري با پ ک ک و به جرم “جاش” بودن به قتل رسيده اند. علاوه بر آن قربانيان بي گناه بمب گذاري هاي تروريستي کور در مناطق توريستي ترکيه بخش مهم ديگري از اين کشته شدگان را تشکيل مي دهند.
نکته مهم ديگري که در اين موضع گيري ها، به ويژه از سوي گروههاي کرد ايراني از جمله حزب دموکرات کردستان يا جبهه متحد کرد در داخل ايران ديده مي شود، غير واقعي نشان دادن عمدي وضعيت کردها در ترکيه در جهت سرپوش گذاشتن بر کارنامه خونين اعمال تروريستي پ ک ک در طي اين بيست سال است. در حاليکه در سالهاي اخير بهبودي قابل توجهي در وضعيت حقوق بشر در زمينه کردها در ترکيه بوجود آمده، از جمله هويت کردي در ترکيه به صورت رسمي پذيرفته شده، زبان و ادبيات کردي در مدارس ترکيه تدريس مي شود، راديو، تلويزيون و نشريات به زبان کردي اجازه فعاليت را کسب کرده اند، در انتخابات اخير ترکيه حدود بيست نفر از نمايندگان کرد که علنا در شعارهاي انتخاباتي شان شکل فدرالي حکومت را براي آينده ترکيه تبليغ مي کنند، به پارلمان راه يافته اند و … هنوز هم اين گروههاي سياسي کرد در بيانيه هايشان ادعا مي کنند که در ترکيه کردها را ترک کوهي مي نامند!؟ (قضيه اي که در ترکيه به تاريخ پيوسته است ولي گويا عده اي منافعشان را در زنده نگهداشتن نفرتها مي دانند) و يا ترکيه قصد نسل کشي در کردستان ترکيه را دارد و يا اينکه وضعيت کردها در ترکيه بدتر از کردها در ايران است!
اما سئوال اينجاست که آيا در ايران، کردها حق تدريس به زبان مادري خود را دارند؟ آيا در ايران نمايندگان کردها مي توانند علنا خواستار نظام فدرالي شوند و با اين شعار وارد مجلس شوند؟ آيا در ترکيه هم مانند ايران روزنامه گاران کرد را به اعدام محکوم مي کنند؟ آقاي اردوغان در يک پيام بسيار با معنا و مسالمت جويانه از پ ک ک خواسته است که هر خواسته اي دارد آن را از طريق پارلمان و انتخابات و به صورت قانوني پي گيري کند و دست از ترور و خشونت بردارد، آيا در ايران همين رفتار با حزب دموکرات و يا پژاک صورت مي گيرد؟ جمهوري اسلامي به کنار، آيا اپوزوسيون خارج نشين حاضر به مذاکره با اقليتهاي ملي در ايران بر روي طرح مساله فدراليسم هست چيزي که امروز دولت ترکيه با پذيرفتن نمايندگي کردهاي مدافع فدراليسم در پارلمان در عمل پايبندي اش را به آن نشان داده است؟ آيا اگر پ ک ک همانگونه که ادعا مي کند به دنبال فدراليسم و خود مختاري است، چرا با وجود به رسميت شناخته شدن اين ايده سياسي توسط دولت ترکيه و فراخوان رسمي آقاي اردوغان براي پي گيري خواسته هايشان (از جمله خودمختاري و فدراليسم) از طريق مسالمت آميز و انتخابات و پارلمان، همچنان به ترور و بمب گذاري هاي تروريستي خود ادامه مي دهد؟
در مورد قضيه درگيري پ ک ک و ترکيه بايد منصفانه قضاوت کرد. نمي توان اعمال تروريستي پ ک ک را نديده گرفت و تنها ترکيه را که فقط “قصد” مقابله با آنها را دارد و هنوز اقدامي نکرده است و تلاش مي کند با اعمال فشار ديپلماتيک مساله را حل کند، محکوم کرد!؟ من همانطور که در مقاله قبلي ام نوشتم (1) مخالف هرگونه مبارزه مسلحانه هستم و بلافاصله پس از انتشار خبري مشکوک در مورد دست بردن آذربايجانيان به اسلحه، به مخالفت برخاستم. چون اولا با جنگ و خونريزي مخالفم و ثانيا معتقدم در دنياي امروز هر گروه چريکي در نهايت اجبارا به تروريسم روي خواهد آورد چون توان مقابله با سلاحهاي سنگين حکومت را ندارد. برخلاف قرون گذشته که هر اسلحه اي که دولت داشت، مخالفانش هم مي توانستند داشته باشند، در دنياي امروز سلاحهاي مرگبار و بي رقيب تنها در اختيار حکومتهاست و گروههاي چريکي چاره اي جز بمب گذاري هاي تروريستي کور ندارند که در آن هر کس که از روي بدشانسي در مسير نفرت کور آنها قرار گرفته باشد، کشته مي شود، چه نظامي، چه غير نظامي.
آقاي جلال طالباني که امروز به دليل قرار گرفتن در موقعيت سياسي حقيقي و روبرو شدن با واقعيتهاي دنياي سياست، به بلوغ سياسي رسيده است، گفته است که “بارها به پ ک ک پيشنهاد داده ام که اسلحه را زمين بگذارند”. به نظر من هم پ ک ک بزرگترين دشمن کردهاي ترکيه است، نه فقط به اين دليل که بيشتر از آنکه ترکها را کشته باشند، کردهاي ترکيه را کشته اند، بلکه به اين دليل که مهمترين بهانه را در اختيار گروههاي راست افراطي ترکيه قرار داده اند که در برابر خواست برحق کردهاي ترکيه، به بهانه مبارزه با تروريسم، مقاومت نشان دهند. اين در حاليست که اگر کردهاي ترکيه عاقل باشند به راحتي مي توانند با کنار گذاردن اسلحه و ورود به عرصه سياسي، حقوق ملي خود را در مسير عضويت ترکيه در اتحاديه اروپا، با کمک فشار گروههاي حقوق بشر و اتحاديه اروپا بدست آوردند. من بارها گفته ام که خواستار اعطاي خود مختاري به کردهاي ترکيه هستم درست همانچيزي که براي ترکها در ايران مي خواهم. اما پ ک ک يک گروه تروريستي است و نماينده مردم کرد نيست. در دنياي امروز هرگونه مبارزه مسلحانه منتهي به تروريسم خواهد شد و کاملا محکوم است و به نظر من اگر گروههاي کردهاي ايراني نيز حقيقتا دموکرات هستند بايد اسلحه را زمين بگذارند و به مبارزه مسالمت آميز و مدني روي آورند.
هرچند سالهاست که حزب دمکرات کردستان و کومله عملا در آتش بس به سر مي برند ولي بايد تکليف خود را مشخص نمايند، اگر معتقد به مبارزه سياسي مدني و مسالمت آميز هستند بايد شاخه هاي نظامي خود را منحل نمايند، ارتباطات و دفاعياتشان را از گروههاي شبه نظامي مانند پ ک ک و پژاک قطع کنند و اقدامات تروريستي آنها را محکوم نمايند در غير اينصورت نبايد انتظار داشته باشند که به صورت شريک ائتلافي با نيروهاي سياسي معتقد به مبارزه مسالمت آميز که فاقد شاخه نظامي هستند، پذيرفته شوند. با وجود اينکه در سياست مدرن با هر نيروي سياسي مي توان و بايد گفتگو کرد ولي تنها تحت شرايط خاصي مي توان با برخي گروههاي سياسي ائتلاف کرد. مطمئنا بايد با حزب دمکرات کردستان و کومله و ديگران گفتگو کرد ولي براي ايجاد يک جبهه مشترک بايد خواستار رعايت قواعد اساسي بازي دموکراتيک از سوي آنها و زمين گذاشتن اسلحه بود. حفظ شاخه شبه نظامي توسط اين گروهها باعث مي شود که آنها در ائتلافها خواستار قدرتي به مراتب بيشتر از سهمشان در افکار عمومي جامعه شوند و همين امر باعث مي شود که ائتلافي مانند ” كنگره مليتهاي ايران فدرال” عملا سهم بيش از پنجاه درصد از مردم ايران را در سبد کمتر از ده درصد بگذارد و آنها به خود اجازه دهند که بدون گرفتن نظر ديگران، بيانيه هايي از زبان مليتهاي ايران و در جهت آنچه منافع خود مي پندارند، صادر نمايند (2)! اشکال عمده اين بيانيه آن نيست که با جنگ احتمالي ترکيه در شمال عراق مخالف است بلکه اشکال عمده آن، اين است که کاملا جانبدارانه از تروريسم پ ک ک حمايت کرده و بدون محکوم کردن عمليات تروريستي پ ک ک، تلاش ترکيه براي دفاع از جان شهروندانش را محکوم کرده است؟! اين چه منطقي است که اجازه مي دهد پ ک ک با عبور از مرز عراق شهروندان ترکيه را به قتل برساند و سپس با فرار به آن سوي مرز خود را در آزادي مطلق حس کند!؟، چون دولت ترکيه تاکنون به دليل احترام به حق حاکميت عراق، از تعقيب مهاجمين در آن سوي مرز خودداري کرده است و تنها به هشدار بسنده کرده است.
درست است که زمينه بروز و ظهور پ ک ک، سياستهاي آسيميلاسيون کردها توسط حکومت هاي پيشين ترکيه بوده است اما هميشه در موضع گيري بايد دقيق، جامع و بي طرفانه قضاوت کرد. هم سياست آسيميلاسيون کردها را بايد محکوم کرد و هم تروريسم کور پ ک ک را. چون اگر يکجانبه قضاوت شود، عده اي واقعا باورشان مي شود که حق دارند بمب گذاري کنند و انسانها بي گناه را بکشند! اين اشتباه حتي توسط روشنفکران ضد جنگ جهان نيز تکرار مي شود، آنها چنان يکطرفانه از آمريک ا و بوش انتقاد مي کنند که گويا تروريستهايي که هموطنان عراقي شان را همه روزه به خاک و خون مي کشند، يک مبارزه مقدس بر ضد اشغالگران را دنبال مي کنند و همه تقصير ها به گردن بوش است؟! هرچند نمي توان منکر اشتباه فاحش بوش شد ولي همين موضع گيري هاي غلط باعث آن شده است که بسياري به آن انسان نماهاي وحشي (تروريست ها)، به چشم قهرمان مبارزه با امپرياليسم بنگرند و همين مساله باعث قوت گرفتن گروههاي تروريست شده است. ما نبايد اين اشتباه را در ايران خودمان تکرار کنيم. هيچ ارزشي وجود ندارد که بالاتر از جان انسانها باشد که بتوان براي رسيدن به آن ارزشها، با چشمان بسته انسانهاي بيگناه را کشت.
اما در مورد کردهاي ترکيه، بايد بگويم که سياستهاي نژاد پرستانه وضد بشري تنها مختص به پان ترکيستهاي ترکيه و يا پان فارسيستهاي ايران نبوده و ارمغان هيتلر و موسيليني اروپايي نيز هست. ولي نمي توان هميشه در تاريخ زندگي کرد. اين حوادث را نبايد فراموش کرد ولي نبايد از آنها کينه اي ابدي ساخت. من کشتار مردم آذربايجان در دوران فرقه دموکرات را هرگز فراموش نخواهم کرد ولي هرگز در صدد انتقام از کسي هم نيستم. کردها در ترکيه موقعيتي استثنايي در اختيار دارند و من آرزو مي کردم، شرايط ما در ايران همانند کردها در ترکيه بود. آنها بايد “انتقام” از گذشته را کنار بگذارند و سلاحها را زمين گذاشته و به مبارزه مسالمت آميز روي آورند. اگر اعتراضاتي مشابه خردادماه 1385 مردم آذربايجان، در کردستان ترکيه روي مي داد، تمام خبرگزاري هاي بين المللي اخبار لحظه به لحظه اعتراضات را به صورت خبر فوري پخش مي کردند و دولت ترکيه که در تلاش براي ورود به اتحاديه اروپاست چاره اي جز تسليم در برابر خواست آنها و اعطاي مرحله به مرحله حقوقشان نمي داشت. گرفتن حقوق انساني در کشوري که در آن آزادي هاي نسبي و گردش آزاد اطلاعات وجود دارد به همين سادگي است! اما پ ک ک که با اسکورت محموله هاي قاچاق و زورگيري از روستاييان کرد روزگار مي گذراند به اين سادگي ها حاضر به دست برداشتن از منابع در آمدش نيست!
دولت ترکيه از چند سال پيش مرتب تهديد مي کند که به شمال عراق حمله خواهد کرد ولي برخلاف احمدي نژاد، در ترکيه سياستمداران عملگرايي در قدرت هستند و ترکيه در صورتي که بتواند راه حللي ديپلماتيک براي مساله بيابد مطمئنا از قرار دادن خود در برابر آمريکا و غرب اجتناب خواهد کرد. يکي از دلايل عمده عصبانيت ترکيه، حمايتهاي پنهاني دولت محلي کردستان عراق از پ ک ک است. آقاي مالکي گفته است که دفاتر پ ک ک در عراق بسته خواهد شد، حال سئوال اينجاست که چرا يک گروه تروريستي بايد بتواند در موصل و اربيل دفتر رسمي داشته باشد؟! که حالا تحت فشار ترکيه بايد بسته شود؟! اگر گروههاي سياسي کرد در عراق و ايران در صدد کمک کردن به کردهاي ترکيه هستند، بهترين گزينه تلاش براي خلع سلاح پ ک ک و تبديل آن به يک حزب سياسي مسالمت آميز که اجازه فعاليت در داخل ترکيه را داشته باشد، است. همانگونه که آقاي طالباني نيز به آن اشاره کرده و آقاي اردوغان با پيام پرمعناي خود مبني بر پي گيري خواسته هاي کردها از راه مسالمت آميز آمادگي اش را براي پذيرش آن نشان داده است.
در اين شرايط حساس نيروهاي سياسي کرد در منطقه بايد هرچه سريعتر در جهت رسيدن به يک تفاهم جامع با ترکيه پيش از شروع حمله نظامي احتمالي ترکيه به شمال عراق حرکت کنند. اجزاي اساسي اين تفاهم مي تواند شامل موارد زير باشد:
1- در خواست از ترکيه براي تصويب قانون عفو عمومي براي اعضاي رده پايين پ ک ک در قبال خلع سلاح
2- ترغيب سران پ ک ک براي خروج هرچه سريعتر از عراق و تقاضاي پناهندگي از کشورهاي غربي تا دولت ترکيه را که خواستار استرداد آنها شده است در برابر عمل انجام شده قرار دهند.
3- آزادي گروگانهاي ترک توسط پ ک ک براي نشان دادن حسن نيت
آنچه در اين ميان من را به عنوان يک ترک آذربايجاني براي تلاش جهت کمک به حل اين معضل تشويق مي کند نه تنها کمک کردن به کردها براي رسيدن به حقوق انساني خود در ترکيه، که تثبيت نظام فدرالي در عراق و ترکيه براي کمک به پياده شدن همين ايده در ايران آينده است. چون اگر ترکيه بتواند مشکل کردها را به صورت مسالمت آميز حل کند هم شانس ورودش به اتحاديه اروپا افزايش خواهد يافت و هم خواهد توانست با جديت بيشتري به دفاع از حقوق ترکها در ايران بپردازد و حداقل در رساندن صداي مبارزات مردم آذربايجان به جهان با اعتماد به نفس بيشتري عمل کند. حقيقت اين است که حکومت تماميت خواه ايران، دولت ترکيه را با سوء استفاده از مساله کردها عملا به گروگان گرفته است و با توجه به نفوذي که بر روي گروههاي کرد منطقه دارد، ترکيه را در قبال حرکت ملي آذربايجان وادار به سکوت کرده به گونه اي که در جريان اعتراضات خردادماه 1385 دولت ترکيه هيچ اظهار نظر رسمي در اين مورد انجام نداد و حتي خواستار برخورد انساني با تظاهر کنندگان نيز نشد!
به نظر مي رسد پذيرش تفاهم جامعي به شکل فوق که مي تواند مساله تروريسم پ ک ک را براي هميشه حل کند و از طرف ديگر حق پي گيري خواست خودمختاري توسط کردهاي ترکيه از طريق اعتراضات مسالمت آميز خياباني و تشکيل احزاب و شرکت در انتخابات را تضمين کند دور از دسترس نيست. بويژه اينکه ترکيه که به دنبال ورود به اتحاديه اروپايي است به تدريج مجبور به پذيرش خواست کردهاي ترکيه خواهد شد. اما براي رسيدن به اين امر در درجه اول بايد تروريسم و جنگ و خونريزي متوقف شود و اجازه داده شود تا نمايندگان ميانه رو پارلمان ترکيه بتوانند به تدريج حساسيتها را در جامعه ترکيه از ميان برداشته و نظر موافق روشنفکران ترک را نيز جلب کنند، چيزي که با توجه به اظهار نظرهاي شخصيتهاي مطرحي چون اورهان پاموک دور از دسترس نيست و تنها به گذر زمان و فراموشي دردها و کينه هاي ناشي از تروريسم بيست ساله در ترکيه نياز دارد که مي تواند به موازات پروسه طولاني عضويت ترکيه در اتحاديه اروپا به نتيجه مطلوب برسد. در اين لحظات حساس تاريخي، فعالين سياسي کرد با انتخاب حساس و مهمي در مورد سرنوشت آينده کردهاي منطقه روبرو هستند که يک تصميم عاقلانه مي تواند قدمي مهم در حل يکي از مسائل پيچيده منطقه ما باشد و تصميمات نادرست مي تواند سرنوشت همه مردم منطقه را به سوي جنگ و تباهي بکشاند.
قايناق:http://www.oyrenci.com/
تروریسم کرد در خوی نیز قربانی گرفت
بنا به خبر واصله شاخه خوی کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان، عناصر تروریست وابسته به گروه های مسلح کرد در اقدامی تروریستی یکی از بسیجیان شهرستان خوی را ترور کردند. "علی صادق زاده" از بسیجیان روستای یزدگان چند روز پیش هدف گلوله این عناصر تروریست قرار گرفته و به شهادت رسیده است. لازم به توضیح است که مراسم این بسیجی آذربایجانی روز دوشنبه و سه شنبه ( هفتم و هشتم آبان ماه) در مسجد جامع روستای یزدگان برگزار می شود. کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان با تسلیت به خانواده این شهید آذربایجانی اقدامات تروریستی گروه های کرد در غرب آذربایجان را محکوم می نماید. شایان ذکر است که خبر ترور این بسیجی آذربایجانی نیز همانند سایر سربازان و افسران تورک در حال خدمت از سوی شوونیسم فارس بایکوت شده است.
حملات تروريستي پ.ک.ک چهره اي ديگر از توطئه گري بر عليه تورکها
حسن ارک
درچند روز اخير تورکيه از طرف بخشهائي از قدرتهاي جهاني بصورت موذيانه اي تحت فشار و تهاجم است . البته اين فشار وتهاجم در اين دو سه هفته اخير شکل نگرفته و پديدار نشده است ،بلکه ريشه آن در چند صد سال گذشته نهفته است. ريشه در دوراني دارد که امپراطوري عثماني ، قدرتي جهاني و غير قابل حذف محسوب ميگرديد. در آن دوران تورکها در بسياري از نقاط استراتژيک جهان در حاکميت بودند. صفويه و قاجار در ايران ، ازبکها در آسياي ميانه و عثماني در آناتولي و خاورميانه وبخشهائي از آفريقاي شمالي. اين سيستم تنها با دسيسه پردازي و راه اندازي يک جنگ جهاني تمام عيار بر عليه امپراطوري عثماني در هم شکسته شد.
در راه اندازي يک جنگ تمام عيار بر عليه تورکها بود که اروپا هويت جديد خود را تعريف کرد ، به روسيه باج داد تا عثماني را براندازد. آنها در دشمني با تورکها موفق نيز شدند. اسناد تاريخي نشان ميدهد که نقشه اروپا بر چيدن ريشه دولت تورک در شبه جزيره آناتولي و ايران بوده است . البته مبارزات خردمندانه ملت تورک آناتولي به رهبريت آتاتورک مانع از موفقيت کامل اين نقشه شوم شد در سير مبارزات ملت تورک آناتولي کشور تورکيه فعلي تشکيل شد و در طول چند دهه به موفقيتهاي زيادي نائل گرديد.در دو دهه اخير نيز اين کشور تبديل به يکي از قدرتمندترين کشورهاي منطقه در تمامي زمينه هاي ژئو استراتژيک و ژئواکونوميک و ژئو پلتيک شده است.
فرو پاشي شوروي سابق و احياي ملتهاي تورک و پيدائي ناگهاني چندين دولت تورک فاز جديدي از هويت گرائي و قدرت يابي ملتهاي تورک را فراهم آورده است. در اين ميان آذربايجان بدلايل زيادي از اهميت بسزايي بر خوردار است. روندي که در آذربايجان در حال انجام است ، تاثير انکار ناپذيري بر معادلات منطقه اي دارد. پيدائي ناگهاني دولت آذربايجان شمالي آنهم در شرايطي که برنده ترين سلاح آقتصادي جهان يعني نفت خزر را در دست دارد. همچنين بروز قدرتمند جنبش هويت گرائي تورکهاي ايران و پديداري افتخار آفرين حرکت ملي آذربايجان ، با اينکه در عمل هيچ گونه وابستگي به کشورهاي تورک ندارد، ولي موقعيت و اهميت تورکهاي جهان و در آن ميان کشور تورکيه را دوچندان کرده است.
تمامي اين تحولات زمينه ايجاد دگرگوني در توازن قدرت موجود در منطقه را فراهم آورده است. توازن قدرتي که شوونيسم فارس در آن نقش کليدي داشت و سرکوب و آسيميلاسيون ملتهاي تورک منطقه يکي از آماج اصلي آن بود . اکنون منطقه در معرض دگرگونيهاي اساسي است. اين دگرگونيها در تمامي زمينه هاي ژئواستراتژيک و ژئو پلتيک و زئواکونوميک اجتناب ناپذير است. اگر روند دگرگوني بصورت طبيعي پيش برود، مسلم است که ملتهاي تورک بصورت محورهاي اساسي و قدرتهاي کليدي در خواهند آمد. با توجه به اين موئلفه ها است که ميتوان علتهاي واقعي بسياري از شيطنتهاي شيطانکهاي منطقه اي و انگيزه هاي اصلي دسيسه پردازي شياطين بزرگ جهاني برعليه دولتها و ملتهاي تورک را در يافت.
سنگ اندازي هاي معاندانه برخي از کشورهاي اتحاديه اروپا در مقابل عضويت تورکيه در اين اتحاديه ، ايجاد بلاتکليفي هاي مغرضانه در روند کشورداري تورکهاي قبرس ، تحريک ارمنستان فقير و بي چيز در ادامه اشغال دراز مدت اراضي آذربايجان در قره باغ ، تحريک شوونيسم فارس در جبهه گيريهاي احمقانه بر عليه هويت گرائي تورکهاي ايران و کمک به شوونيسم در سرکوب حرکت ملي آذربايجان ، تحريک کردها در تورک زدائي از اراضي کرکوک و اربيل و موصل در عراق ، تقويت و کمک به اسلام گرائي براي مقابله با روند ملي گرائي در تورکيه و ساير ملتهاي تورک که نازه استقلال يافته اند و بسياري توطئه ها و شيطنتهاي ريز ودرشتي که در اقصي نقاط اراضي متعلق به ملتهاي تورک در حال انجام است.
همه اينها يک هدف محوري را دنبال ميکند، آن چيزي نيست جز کم رنگ کردن و ضعيف نمودن نقش تورکها در دوباره چيني پازل قدرت در منطقه خاور ميانه و آسياي مرکزي .
با دقت به اين هدف غائي است که ميتوان تناقض هاي موجود در رفتار سياسي قدرتهاي بازيگر در منطقه را دريافت. در چنين صورتي ميتوان دريافت که چرا آمريکا در حالي که در ايران با حاکميت مرکزي درگير است ، به او در سرکوب هر چه بيشتر هويت گرائي تورکها و حرکت ملي آذربايجان کمک ميکند و در حالي که پرچم دموکراسي و حقوق بشر را برداشته و از آزاذي بيان و قلم صحبت ميکند ، اخبار و مطالب مربوط به حرکت ملي آذربايجان را در بايکوت نگاه ميدارد و نسبت به نقض حقوق بشر تورکها در ايران بي تفاوت است.
همچنين ميتوان فهميد در شرايطي که آمريکا ادعا ميکند در عراق بدنبال آرامش است در همان حال در شمال عراق کردها را بر عليه تورکها مسلح و تحريک ميکند. پژاک را حمايت ميکند تا اراضي تورکها را اشغال کند. پ کا کا را تقويت و مسلح ميکند تا در تورکيه دست به عمليات تروريستي بزند. کردستان عراق را نيز به مامن و سنگر آنان تبديل ميکند . آمريکا در شرايطي که در تمامي نقاط عراق نيروهاي مخالف را خانه به خانه و نخلستان به نخلستان تعقيب ميکند و دستگير و مجازات مينمايد ، در رابطه با جلو گيري از فعاليتهاي تروريستي پ کا کا در عراق و تورکيه ابراز عجز ميکند! و خود را ناتوان معرفي مينمايد! در اين ميان تصادفا نزديک به يکصد هزار اسلحه پيشرفته آمريکائي در عراق گم ميشود و آمريکا ادعاي بيخبري ميکند اين در حالي لست که باز تصادفا ! اين اسلحه ها سر از سنگرهاي تروريستي پ کا کا در مي آورند!
همچنين ميتوان فهميد چرا آمريکائي ها در مقابل کشتار بي رحمانه تورکها در اربيل و کرکوک و موصل که مستقيما بدست کردهاي حاکم صورت ميگيرد ،سکوت ميکند و هيچ اقدامي در جهت جلو گيري از اين گونه اقدامات تروريستي انجام نمي دهد و حتي از ياري رساني تورکيه به تورکهاي مظلوم و تحت ستم در کردستان عراق جلو گيري ميکند.
همچنين ميتوان فهميد که چرا در آذربايجان شمالي از سوئي ، جهت استفاده از نفت آن به دنبال حفظ امنيت و آرامش هستند و از سوئي ديگر ارامنه را در قره باغ به تداوم اشغال گري و جنايت پيشگي تحريک و ياري ميکنند.
ما چه بخواهيم و چه نخواهيم در شرايط خاصي از تاريخ جهان و در منطقه ويژه اي از جغرافياي گيتي قرار داريم. در اين منطقه دگرگونيهاي سريع و دخالت گرانه و عميق در حال وقوع است. قدرتهاي جهاني در اروپا و آمريکا مايل به قدرت يابي تورکها نيستند. آنگونه که از کينه توزي انها بر ميآيد آنها اگر در توان داشتند بر سر تورکهاي منطقه همان را ميآوردند که بر سر برادران آنها در آمريکاي دو سه قرن پيش درآوردند. آنها اگر در توان داشتند به مانند سرخپوستهاي آمريکا تورکهاي منطقه را قتل عام ميکردند و سر زمينشان را اشغال مينمودند و شايد هم اسم سرزمينهاي اشغالي را نيز “آمکاپيا” ميگذاشتند . ولي اکنون ديگر شرايط جهان عوض شده است ، و خوشبختانه به همت مقاوت و ايستادگي و درايت تورکها ، آنها از چنين توانائي برخودار نيستند. پس به دسيسه چيني و توطئه پردازي روي ميآورند.
بايد از خود پرسيد ، در حالي که حزب مسلح و نظامي پ کاکا از طرف قدرتهاي جهاني غرب يک گروه تروريستي معرفي شده است ، پس چگونه غرب از اين گروه تروريستي حمايت ميکند؟ پس چرا او را تحريک و مسلح ميکند تا به زعم خود تورکيه را متلاشي کند؟ چرا غرب جنبش هويت گرائي تورکهاي ايران را در بايکوت نگه ميدارد ، سر کوب و حق کشي ها در حق حرکت ملي آذربايجان از طرف شوونيسم فارس را ناديده ميگيرد و شوونيسم فارس را در اجراي سياست سرکوب خشن در آذربايجان ياري ميدهد. آنهم در شرايطي که حکومت حاکم در ايران را دشمن در جه يک خود معرفي ميکند.
چشمها را بايد شست ، پاکتر بايد ديد .از خواب چندين ساله بايد بيدار شد. بايد از دامهاي رنگارنگ رهيد و به هويت اصلي خود باز گشت. بايد به جد درک نمود که ما تورک هستيم و از حق و حقوقي انساني برخورداريم که اين حق وحقوق از طرف شوونيسم تحت حمايت غرب پايمال شده است.
اکنون ملتهاي تورک به اين آگاهي رسيده اند . چندين دولت تورک به منصه ظهور رسيده اند . تورکيه به عنوان قدرتمند ترين و توسعه يافته ترين کشور تورک عملا به کشور “مادر” دولتهاي تورک تبديل شده است و الگوي عملي پيشرفت و توسعه را در افق ديد کشورهاي تازه استقلال يافته تورک به نمايش گذاشته است. پس تورکيه را بايد شکست تا جهان تورک امکان سر برافراشتن نداشته باشد.
ضد تورکها بخوبي ميفهمند ، اگر حرکت ملي آذربايجان در ايران ، بتواند قدرت حاکم در ايران را مجاب به تعامل خردمندانه با خود نمايد، يا در ايران تورکهاي هويتگرا در قدرت سياسي سهم شايسته خود را به دست آورند، ديگر نفوذ در خاور ميانه غير ممکن خواهد بود. اگر حکومت ايران از چنگال شوونيسم فارس بتواند خود را رها سازد و به ماهيت اصيل و تاريخي تورک خود بازگردد و آذربايجانيها در آن بقدرت برسند ، اين بار به همراه و در همکاري با ساير دولتهاي تورک و بخصوص تورکيه تبديل به قدرتي غير قابل مهار و تصرف خواهند شد . پس در صدد جلو گيري از آن اين روند طبيعي و کاملا عملي هستند. آنان از سوئي شوونيسم فارس را در سرکوب حرکت ملي آذربايجان همراهي ميکنند و مانع ظهور جهاني حرکت ملي آذربايجان درعرصه بين المللي ميشوند وا زسوئي ديگر تورکيه را با مشکل مواجه ميسازند.
آنها ميخواهند اقتصاد تورکيه را متلاشي کنند، روند ناسيوناليسم تورکي را با شارژ موذيانه دين گرائي تحت تاثير قرار داده و از مسير طبيعي و منطقي آن خارج سازند. با تحريک و مسلح نمودن کردهاي پ کاکا ارتش تورکيه را که يکي از قدرتمند ترين ارتشهاي منطقه و جهان است در گير جنگ کوهستاني و چريکي نافرجام و فرسايشي نمايند تا به اين طريق آن را ضعيف و مضمحل سازند . احزاب و جريانات سياسي درون تورکيه را به اختلافات داخلي و حذفي گرفتار سازند. آنها در اين راستا دست به هر گونه کثافت کاري که به تصور ميآيد، ميزنند.
آري تحولات سياسي که امروزه در رابطه با تورکيه مطرح است در چنين بستري قابل بحث و بررسي است. جناحهائي از قدرت حاکمه در آمريکا با مطرح نمودن نسل کشي دروغين ارامنه در امپراطوري عثماني ، سعي دارند، افکار عمومي در تورکيه را عصبي و تحريک نمايند . در همان حين پ کاکا را تحريک و مسلح ميکنند که جامعه در حال توسعه تورکيه را به آشوب بکشد ، درنهايت نيز ارتش و نيروهاي نظامي تورک را متهم به بي لياقتي و ناتواني نمايند.
البته در اين ميان گفتگو در اين باره که تورکيه در مقابله با اين توطئه ها چه بايد بکند ، خود بحث و مجال ديگري را ميطلبد . دراين باره در نوشته ديگر بحث خواهد شد . ولي با اين همه مطمئن هستيم که سياستمداران تورک بهترين و منطقي ترين گزينه را انتخاب خواهند کرد.
همچنين در رابطه با اين مسائل از طرف برخي جريانات سياسي آذربايجاني و غير آذربايجاني موضع گيريهاي مختلفي صورت گرفته است که آن نيز در نوشته جداگانه اي مطرح خواهد شد.
قایناق:http://www.oyrenci.com
متن نامه ارسالی کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان به خانواده شهید مجید طالبی
تورک شهیدلریمیز اؤلمز آذربایجانیمز بؤلونمز
خبر جانسوز شهادت سرباز سرافراز آذربایجان برادر شهید مجید طالبی به دست گروه های تروریستی کرد، ملت آذربایجان و مردم اورمیه و فعالین حرکت ملی آذربایجان را در اندوهی بزرگ فرو برد. یقینا برادرشهید مجید طالبی و دیگر شهیدان تورک آذربایجان که در مقابله با توطئه اشغال غرب آذربایجان از سوی تروریسم کرد، شهید می شوند و شهادت آنها به دلایل سیاسی از سوی شونیسم فارس بایکوت می شود، در فردای بهتر آذربایجان قهرمانان ملی این ملت خواهند بود.
منطقه غرب آذربایجان قربانی سیاست های عمدی شونیسم فارس شده است و گروه های تروریستی کرد که تا دیروز در زیر بال شونیسم فارس پرورش می یافتند امروز تبدیل به قاتلان فرزندان آذربایجان گردیده اند و متاسفانه این مردم آذربایجان و سربازان و افسران تورک آذربایجانی هستند که بهای سنگین سیاست های شونیسم فارس را می دهند.
بار دیگر شهادت برادر مجید طالبی و دیگر شهیدان تورک آذربایجان را که در سکوتی معنا دار به دست تروریسم کرد به شهادت می رسند تسلیت گفته و از خداوند متعال برای آن خانواده محترم صبر و برای شهیدان ترک آذربایجان طلب مغفرت می نمائیم.
شهید لریمیزین قانی یئرده قالمیاجاق
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
5 / 8 / 86
مراسم سومین روز یکی از قربانیان تروریسم کرد در اورمیه
روز شنبه پنجم آبان، مراسم سومین روز شهادت سرباز وظیفه "مجید طالبی" در مسجد یاوران مهدی واقع در خیابان ولیعصر اورمیه در فضایی مملو از اندوه و در بایکوت کامل خبری برگزار شد. مجید طالبی اهل اورمیه 20 ساله دارای مدرک دیپلم جوش کاری از هنرستان خوارزمی در حالی که تنها پنج ماه از خدمت سربازی اش باقی مانده بود چند روز پیش در منطقه زیوه اورمیه (خبر از سوی کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان منتشر شده بود) توسط گروه تروریستی پژاک به شهادت رسید. مجید طالبی که از فعالین هویت طلب منطقه بلوار 17 شهریور اورمیه بود و در جریان اعتراضات خرداد ماه 1385 مردم اورمیه برعلیه شونیسم فارس و روزنامه ایران از جوانان فعال منطقه خود بود. مجید طالبی و برادرش صاحب مغازه کتابفروشی استاد شهریار خیابان ولیعصر اورمیه بود. کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان با ارسال نامه ای به خانواده این شهید تورک آذربایجان تسلیت و همدردی فعالین حرکت ملی و کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان را با خانواده این شهید اعلام کرد.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان، سیاست های شونیسم فارس را در بایکوت خبری شهادت فرزندان سرباز و افسر تورک آذربایجان شدیدا محکوم نموده و باور دارد که این سیاست تنها برای بی خبر نگه داشتن مردم غرب آذربایجان از خطر حضور تروریسم کرد در منطقه غرب آذربایجان صورت می گیرد، تا در صورت لزوم و در آینده نیز بتوانند از کارت سوخته کرد در منطقه غرب آذربایجان استفاده نمایند.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان همچنین عملکرد برخی گروه های سیاسی آذربایجانی خصوصا تشکیلات گاموح را در همفكری و همکاری با گروه های سیاسی کرد در امضاء طوماري بر عليه اقدامات نظامي متقابل دولت توركيه بر عليه تروريستهاي كرد پ.ك.ك كه پيش از تماميت ارضي توركيه منافع ملي آذربايجان را مورد تهديد قرار داده اند به شدت محکوم نموده و به آن منتقد است. با اینکه مسئول محترم دبیرخانه گاموح در بیانیه های خود حمایت تشکیلات مطبوعش را از بیانیه اخیر گنکره ملل فدرال ایران تکذیب نموده است، ولی کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان، حضور تشکیلات گاموح و یا هر تشکیلات دیگر در کنار گروه های هوادار تروریست کرد که بی محابا ادعاهاي ارضي خود بر غرب آذربايجان را تكرار ميكنند و باعث ايجاد ناامني در منطقه ميشوند را امري بر خلاف اصول مبارزه مدني ملت آذربايجان و مغاير دفاع از اراضي تاريخي آذربايجان دانسته و بر دفاع و حفظ منافع ملي آذربايجان تاكيد ميكند.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان در سومین روز شهادت سرباز وظیفه مجید طالبی از جوانان فعالین هویت طلب اورمیه ای، امید وار است که تشکیلات گاموح توضیح و اقدامات عملی لازم را در مورد برخورد با مسئولان کنگره ملل فدرال ایران به عمل آورده و در مورد همكاری با گروه های حزب دمکرات کردستان و کومله كه عوامل اصلي نگارش چنين طوماري بوده اند تجديدنظر نمايد.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
5 / 8 / 86
خبر از اورميه:
بنا بر اطلاعات واصله به ((كميته مردمي دفاع از غرب آذربايجان)) شب گذشته دوشنبه مورخه 30/7/1386 بين ساعات 30/7 عصر تا 30/8 يكي از خانه هاي تيمي گروهك تروريستي پژاك در خيابان دانشكده اورميه مورد حمله نيروهاي واحد عمليات وزارت اطلاعات قرار گرفت كه در پي آن سه تن از نيروهاي پژاك كشته شدند. همچنين ديروز نيز 9 نفر از اعضاي ديگر گروهك تروريستي كردي پژاك در منطقه زيوه مابين اورميه و اوشنويه در درگيري با نيروهاي سپاهي كشته شده اند شايان ذكر است ديشب نيز يكي از سربازان سپاه در همين منطقه بدست تروريستهاي كرد پژاك شهيد شده است. در پي تحركات اخير سياسي و نظامي در توركيه، ايران نيز تحركات و جابجايي نيروها در منطقه غرب آذربايجان را شدت داده است در همين راستا بنا بر اطلاعات كسب شده، بسياري از اعضاي پايگاههاي مقاومت بسيج در شهرهايي نظير اورميه جهت ديدن آموزشهاي چريكي و جنگ شهري اردوهاي مختلف را پشت سر ميگذارند. همچنين ديشب دوشنبه 30/7/86 تعدد و تكثر نيروهاي نظامي و امنيتي در شهر اورميه و جاده ها بسيار محسوس بود. امروز سه شنبه 1/8/86 نيز تلفنها و اس ام اس ها بمدت 3 ساعت قطع بود و يا با اختلات زيادي همراه بود.
شايان ذكر است دو هفته قبل نيز ((عربعلي يزداني)) فرمانده گردان 316 عملياتي سپاه زيوه بدست تروريستهاي كرد به مقام شهادت نائل گشت كه البته خبر شهادت اين غيورمرد آذربايجاني نيز بسان ديگر همرزمانش در بايكوت خبري و در سكوت كامل سپري شد.
پ ك ك (حزب كارگران كردستان) از كجا تا كجا!
سونمز گوگانلي
پ.ك.ك موضوعي است كه در صدر اخبار كشورهاي جهان جاي گرفته است. اينروزها به احتمال زياد عمليات نظامي ارتش تركيه به شمال عراق وكمپهاي پ ك ك موضوع روز خبري جهان خواهد بود. ما نيز اگر مقابله نكيم از سوي نيروهاي تروريست كرد تحت فشار قرار خواهيم گرفت. هم اينك شاخه ايراني پ ك ك يعني پژاك فعاليت گسترده اي را در آذربايجان انجام ميدهد. و در سايتهاي خبري حركت ملي از اين تشكيلات تروريستي و مخوف خبرهاي زيادي مي خوانيم. اما بياييد تا با هم پ ك ك را بهتر وت اريخي تر بشناسيم.
حزب كارگران كردستان درمناطق جنوب غربي تركيه، غرب ايران، شمال عراق و شمال غربي سوريه فعاليت كرده و قصد تشكيل دولت مستقل كردستان در اين منطقه را دارد. اين گروه به نيروهاي مسلح و مردم عادي كشورهاي تركيه و ايران نيز حملات مسلحانه ترتيب ميدهد.
نام پ ك ك مخففpartiya karkeran Kurdistan به معناي حزب كارگران كردستان ميباشد. اما درسالهاي اخير از نامهاي غير معمول kadek ,kongra-gel نيز استفاده نموده است. پ ك ك ازسوي تركيه، امريكا، اتحاديه اروپايي و ناتو بعنوان يك تشكيلات تروريستي شناخته شده است.
ايدئولوژي حزب:
ايدئولوژي حزب بر اساس تفكر ماركسيستي-لنينيستي و كورد گرايي بنا شده است، اگرچه فعاليت اصلي حزب در خاك تركيه ميباشد ولي در كشورهاي اروپاي غربي، عراق و ايران نيز عملياتهاي انجام ميدهد. حتي بر اساس برخي اطلاعات و اخبار غير رسمي از سوي دولتهاي نام برده حمايت ميشود. تروريست هاي وابسته به پ.ك.ك براي اولين بار از سوي ASALA آموزش داده شده و عمده راههاي كسب درآمد آنها قاچاق مواد مخدر و جمع آوري خراج از اهالي منطقه ميباشد. كمكهاي بعضي از سمپاتيزانهاي حزب در اروپا به صورت مستقيم و يا غير مستقيم اهميت ويژه اي براي حزب دارد. پ.ك.ك در سال 1973 تشكيل و در سال 1984 به صورت شبكه چريكي تغيير جهت داده و از اواخر 1980 تا اواسط 1990 مناطق جنوب غربي تركيه را به محل جنگ مستقيم با ارتش تركيه تبديل كرد. كفته مي شود تروريتها در اين مدت 30000 نفر را به قتل رسانده و باعث صدها عمل غير انساني ديگر شده اند و با اينكار خود پيشرفت منطقه را 20 سال عقب انداخته است. در سال 1993 با حمله نيروهاي مرزباني و واحدهاي ويژه جنگهاي كوهستاني ارتش تركيه فرار كرده و خود را به كمپهاي مستقر در سوريه رساندند. با حضور نيروهاي ارتش تركيه و فشار سياسي تركيه به كشورهاي حامي ترور، پ.ك.ك كمپهاي خود را از سوريه و ايران خارج كرده و در شمال عراق استقرار يافتند. بدليل فشار سنگين تركيه تشكيلات از فعاليت و تبليغات در تركيه باز ماند و بعد از مدتي حمايت منطقه اي خود را از دست داد.
تاريخچه حزب:
سازماندهي اوليه حزب كارگران كردستان كه اعضاي آن بيشتر از دانشجويان بود، در سال 1973 به رهبري عبداله اوجالان و با نام كردي آپو انجام شده است. حزب در آنكارا تشكيل و به سرعت براي تبليغات دربين كردهاي جوان به سوي مناطق جنوب غربي نركيه (مناطق كردنشين) رهسپار ميشود. در 27 اكتبر 1978 در بيانيه جديد راهبردي موضوع تظاهراتهاي خياباني را مطرح ميكند. بدليل داشتن افكار ماركسيستي-لنينيستي چپگرا با نيروهاي راست وارد درگيري ميشود. اگرچه دراوايل سال 1980 از ميزان تظاهراتهاي خياباني كاسته شد، اما برنامه ريزي براي جنگهاي شهري هنوز موضوع مورد علاقه رهبران پ ك ك بود و اساس جنگهاي شهري فرار اوجالان به سوريه وتشكيل كمپهاي DEV-GENC ميباشد. درسال 1984 پ.ك.ك روش ميارزاتي مائو را براي خود انتخاب ميكند و با كمك سوريه متدهاي جديد ترور را در جنوب غربي تركيه را به اجرا مي گذارد. 15 فوريه 1984 اوجالان با پاسپورت قبرس جنوبي (منطقه تحت كنترل يونان) بازداشت و ضربه سنگيني به حزب وارد ميشود. درميان تشكيلات به اعضايي كه به ايده ها ونقشه هاي سياسي و نظامي عبدالله اوجالان علاقه شديدي دارند (آپوچيلار) ميگويند كه بعد از اجلاس معروف ديكس انتخاب و مورد استفاده قرار گرفته است. اوجالان بعد از فرار از تركيه به سوريه رفته و در دهكده بئكار زندگي ميكرد. درتاريخ 15 مرداد 1984 درشهرهاي اروح و شمدينلي پ.ك.ك اولين عمليات نظامي خود را در سطح گسترده انجام داد، دراين عمليات كه توسط شاخه نظامي تشكيلات (نيروهاي آزاديبخش كردستان) انجام گرفت، نيروهاي آموزش ديده در كمپها به عنوان اولين ماموريت خود جاده مواصلاتي ائلازيق _ بينگل را بسته و با متوقف ساختن يك دستگاه اتوبوس نظامي 33 سرباز غير مسلح ارتش را به رگبار بسته وسيزده سرباز ارتش، يك پليس و هشت شهروند عادي را به گروگان گرفتند كه گرگانها بعد از عملياتهاي پليس تركيه آزاد شدند. در سال 1998 پ.ك.ك با كمك كشورهاي يونان، ارمنستان، ايران و سوريه سرپا و در حال مبارزه بود كه با دستور اوجالان آتش بس يكطرفه اعلام شد. با تهديد تركيه براي آماده شدن براي حمله به سوريه، سوريه اوجالان را به كنيا فرستاد و در كنيا در يك عمليات نظامي بين المللي با حضور امريكا، انگليس و اسرائيل وي بازداشت و تحويل تركيه گرديد كه قصد اين عمل ايجاد اختلاف هرچه بيشتر بين تركها و كردهاي ساكن تركيه و بهره برداري توسط كشورهاي مذبور بود.
پ.ك.ك با توجه به نداشتن محبوبيت درداخل تركيه وحملات ارتش تركيه مجبور به عقب نشيني و خروج از مرزهاي تركيه شد. حزب ابتدا در سوريه حضور داشت، اما با فشارهاي تركيه بردولت سوريه و به طبع آن فشار سوريه به رهبران حزب، آنها مجبور به ترك خاك سوريه شدند. بعد از جنگ خليج و نبود دولت پرقدرت و مقتدر به شمال عراق رفته و در آنجا مستقرشدند. بعد از حمله امريكا به عراق درخلا قدرت مركزي افزايش فعاليت داده و در كوههاي قنديل و اطراف آن كمپهاي خود را گسترش داده و در اين مكان بيش از ده كمپ آموزش ترور ايجاد نمودند. از سوي ديگر با حمايت دولت خودمختار كردستان و شخص مسعود بارزاني دفاتر خود در موصول و سليمانيه را رسما افتتاح نمودند. امريكا و دولت مركزي و دولت منطقه اي كردستان عراق قول داده بود كه از فعاليت هاي پ.ك.ك جلوگيري كند، ولي با گذشت زمان هيچ تدبيري انديشيده نشد و حتي بارزاني و نيروهايش كمكهايي نيز به پ ك ك كردند و از لحاظ اسلحه، مكان و تجهيزات آموزشي كمكهاي بي دريغي به پ.ك.ك نموند. پ.ك.ك با به دست آوردن اسلحه هاي ارتش عراق در سايه اين اسلحه ها حملات گسترده اي را در خاك تركيه انجام داد. پ.ك.ك در تيرماه سال 2006 در 500 متري كنسولگري تركيه در شمال عراق مركز فرهنگي عبدالله اوجالان را تاسيس كرد. تركيه به امريكا فشار وارد مي كرد تا اين مركز بسته شود و نيروهاي امريكايي اعلام كردند ما چنين چيزي نديده ايم و بدين ترتيب اظهار بي خبري نمودند. در خرداد سال 2007، چهار نفر از اعضاي پ.ك.ك از كمپي در شمال عراق فرار كرده و در استان شيرناك تسليم نيروهاي امنيتي شدند و اعترافات تكان دهنده اي را ايراد كردند. اين چهار تروريست فراري در گفتگو با خبرنگاران گفتند كه: ما فريب خورديم و به هنگام حضور در كمپهاي عراق به اصل موضوع پي برديم. به ما مي گفتند كه اگر به تركيه باز گرديد شكنجه خواهيد شد ولي ما هيچكدام چنين چيزي را در اينجا نديديم. آنها اظهار نمودند كه امثال ما صدها نفر در كمپها هستند. آنها گفتند كه سخن حمله ارتش تركيه به عراق باعث ترس و وحشت تروريستها ميشود. اين صحبتها باعث شد كه تمامي كمپها تخليه شود. در قسمتي ديگر از اين اعترافات تروريست گفتند: مينهاي كنترل از راه دور و تجهيزات آنها از مناطق جنوبي و مركزي عراق به ما ميرسيد و اين در خفا نه بلكه در مقابل چشمهاي پيشمرگه هاي وابسته به دولت منطقه اي زير نظر بارزاني انجام ميشد. دو خودروي زرهي امريكا به كمپهاي ما در ارتفاعات قنديل اسلحه آورده بود. در روزهاي گذشته خبرنگار شبكه خبري الجزيره قطر به هنگام تهيه گزارش و گفتوگو با يكي از سران پ.ك.ك در كنار وي اسلحه M16 ساخت امريكا و متعلق به نيروي زميني ارتش امريكا روئيت گرديد كه باعث تقويت شدن گمانه هايي مبني بر موضوع كمك امريكا به شورشيان كرد شد. تروريستها در اعترافاتشان عنوان نمودند كه به ما گفتند شما جاسوس هستيد و تحت فشار سنگين بوديم، حتي تعدادي از دوستانمان خودكشي كردند.
مهمترين ابزار گروهاي تروريستي نيروي عملياتي ميباشد، اما پ.ك.ك از اين نظر در فشار شديد ميباشد. براي رفع مشكل نيرو حزب دختران چهرده تا پانزده ساله خانواده هاي فقير اكراد را خريداري و به كمپهاي خود منتقل ميكند و اين موضوع باعث شده تا ميانگين سن نيروهاي پ.ك.ك به يازده تا ده سال كاهش پيدا كند.
قایناق:www.oyrenci.com

