تحلیلی بر تحولات احتمالی در آینده سیاسی ایران و دکترین تروریسم کورد
اؤزگور نبی
بحث حاضر نگاهی اجمالی بر دکترین تروریسم کورد برای تسلط بر اراضی غرب آذربایجان در صورت حمله احتمالی آمریکا و توانای های بالقوه و بالفعل مردم تورک غرب آذربایجان و فعالین حرکت ملی جهت مقابله با این استراتژی است.
با سرعت گرفتن معادلات جهانی و تمهیدات سیاسی، اقتصادی و نظامی قدرت های بزرگ جهان برای مقابله با برنامه اتمی و احیا" تغییر حکومت در ایران، اکثر گروه های سیاسی و اپوزیسیون حکومت اسلامی ایران سعی در آن دارند که خود را بعنوان آلتر ناتیو جایگزین جمهوری اسلامی مطرح سازند. شورای مقاومت ملی ایران( سازمان مجاهدین خلق)، گروه های سلطنت طلب اقمار فرزند شاه مخلوع ایران، گروه های مشروطیت خواه و جمهوری خواه درخارج و نهضت آزادی ، جبهه ملی ایران در داخل از جمله جریان هایی هستند که بر فعالیت های خود افزوده اند. اما به نظر می رسد اپوزیسیون خارجی و داخلی جمهوری اسلامی به سه دلیل عمده:
۱- عدم وجود مقبولیت مردمی.
۲- عدم دارا بودن ابزار های لازم جهت بسیج عمومی مردم در صورت لزوم.
۳- شرایط قومی و موزائیکی ایران و اقبال روز افزون جریان های ملی و قومی غیر فارس در ایران.
۴- نقش ملیت ها وقومیت ها در تغییر شرایط سیاسی و نظامی و ثبیت امنیت.
اقبال کمتری را در جلب نظر رهبران و تئوریسین های سیاسی و نظامی قدرت های اروپایی و خصوصا" آمریکا را دارند. مسئولان سیاسی در وزارت امورخارجه ( حامیان سیاست مماشات و ارتباط با ایران) و مسئولان نظامی در پنتاگون( حامیان سرنگونی و اقدام نظامی) و رهبران آمریکا در کاخ سفید ، بعد از پیروزی رفرومیست های اسلامی ایران( خاتمی و اصلاح طلبان و جنبش دانشجویی) امیدوار بودند که تغییراتی در سیاست های حکومت اسالامی ایران پدید آید و همزمان سرمایه گذاری های سیاسی و مالی کلانی را بر روی برخی جریان های روشنفکری و سیاسی اپوزیسیون خارجی کرده بودند. ولی با عدم کار آیی این دو طیف به خوبی دریافتند که علیرغم فشارهای روز افزون اقتصادی، انسداد سیاسی و اجتماعی اعمال شده از سوی حکومت اسلامی بر روی مردم، این جریان ها و گروه های رفرومیست ،روشنفکری وسیاسی توان تغییر شرایط را ندارند.
اما شرایط قومی و موزائیکی ایران و اقبال روز افزون جریان های ملی وقومی غیر فارس در ایران شرایط جدیدی را در عرصه سیاسی ایران به وجود آورد. این شرایط با جدی تر شدن فعالیت های احزاب سیاسی عرب،بلوچ،ترکمن و کرد قوت بیشتری به خود گرفت و در خرداد 1385 با وقایع آذربایجان( اعتراضات ملی در بیش از 20 شهر آذربایجان) برخورد جهانی و بین الملی با ایران دچار دگرگونی های عمیقی شد که حتی فعالیت دیگر ائتنیک های ملی و قومی در ایران را نیز تحت شعاع خود قرار داد.
اروپایی ها و آمریکا یی ها که در کشور های اتحاد جماهیر شوروی سابق، یوگسلاوی سابق الخصوص بعد از حوادث افغانستان و عراق به اهمیت و تاثیر ائتنیک های ملی و قومی در روند معادلات و حفظ آرامش پی برده اند. در جنگ افغانستان نیروهای ائتلاف ضد طالبان قبل از آغاز عملیات نظامی نظر اقلیت های قومی افغانستان را به خود جلب کردند و بعد از سقوط کابل ، پشتون های حامی طالبان با چراغ سبز آمریکا توسط هزاره ها وسایر اقلیت های قومی افغانستان که از سوی طالبان سرکوب شده بودند قتل عام شدند. درجنگ خلیج فارس شاهد آن بودیم که پیشمرگه های کرد به عنوان طلایه داران ارتش آمریکا فاتحانه وارد بغداد شدند و با استفاده از اکثریت جمعیتی خود کرسی ریاست جمهوری را صاحب شدند، مقامات سابق عراق را به محاکم قضایی کشانیدند و در پاداشی که از آمریکا گرفتند در حال کشتار و اخراج ترکمن های کرکوک و سلمانیه از اراضی تاریخی شان هستند. کورد های عراق با اینکه در جنگ خلیج فارش کشته فراوانی دادند ولی توانستند در حالی که ابزار و مترسک دیگران شده اند به رویاهای ایجاد دولت کورد نیز نزدیک شودند و ارتش کورد را با پرچمی مستقل در کنار ارتش ظاهری عراق بر پا کرده اند. آمریکا و نیروهای ائتلاف هنگام جنگ و بعد از پایان جنگ حداقل برای حفظ آرامش شمال عراق از کارت کورد به خوبی استفاده کرده اند و در کنار آن به عنوان پاداش خدمت ها ، از جنایت های رهبران اکراد و حضور تروریست های PKK-PJAK- HPG در شمال عراق چشم پوشی کردند.
به ظن بسیار قوی در معادلات و تغییرات احتمالی آینده خاورمیانه و ایران نیز آمریکا از پتانسل قوی ائتنیک های ملی و قومی در ایران چشم پوشی نخواهد کرد و برای وارد شدن به گود مبارزه با حکومت اسلامی ایران نیاز مبرم به نیروهای مخالف غیر فارس خواهد داشت. لذا از هم اکنون شرایط و توانمندی های ملیت ها و قومیت های غیر فارس ایران را تحت بررسی دقیقی قرار داده است. در ایران از منظر جایگاه سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی ملت های غیر فارس ساکن ایران را به ترتیب ذیل می توان تقسیم کرد:
۱- آذربایجانی ها ( به دلیل اکثریت جمعیتی – گستردگی ارضی- پیشینه درخشان مبارزاتی و تاثیرات ملت آذربایجان در حوادث تاریخی- نفوذ در لایه های مختلف سیاسی و اداری ایران – نفوذ در ارکان های نظامی و انتظامی و امنیتی و قضایی ایران – تاثیر گسترده در اقتصاد ایران)
۲- عرب ها ( به دلیل وجود منابع غنی نفتی و شاهرگ حیاتی ایران- هم مرزی با عراق به عنوان پایگاه اصلی ارتش آمریکا- مرز دریایی با کشور های عربی حامی آمریکا- حمایت های کشور های عربی در صورت خیزش عرب های الاهواز-تفاوت های مذهبی)
۳- کورد ها ( به دلیل داشتن نیروی منسجم چریکی و نظامی – هم مرزی با کشور عراق به عنوان پایگاه اصلی ارتش آمریکا- تفاوت های مذهبی)
۴- بلوچ ها ( به دلیل وجود تضاد های عمیق بلوچ ها با مرکز به علت تبعیض های اقتصادی و مذهبی – ارتباط نزدیک با گروه های مسلح افغانی- هم مرزی با افغانستان به عنوان پایگاه دوم ارتش آمریکا)
۵- ترکمن ها ( به دلیل و جود ناراضایتی های گسترده به علت سرکوب شدید از سوی مرکز در اولایل انقلاب اسلامی – قرار گرفتن در مناطق مرکزی ایران – ارتباط نژادی با آذربایجانی های )
کورد های ساکن ایران به خوبی می دانند که شرایط موجودشان در ایران کنونی متفاوت از کورد های ساکن شمال عراق و اقلیت کورد ساکن تورکیه می باشد و بر خلاف عراق فرصت کمتری برای عرض اندام سیاسی خواهند داشت. لذا با تجربیاتی که از جنگ عراق آموخته اند، هم اکنون در تلاشند که با منسجم تر، پرتحرک تر و آماده تر ظاهر کردن خود امتیازات بیشتری را کسب کنند. بدین دلیل در ماه های گذشته بر شمارعملیات های تروریستی خود افزونده و منطقه را به نام ملت کورد ملتهب کرده اند.
رهبران گروه های تروریستی کورد بر این باورند که اگر حمله نظامی آمریکا و متحدانش جامه عمل بپوشد آنها خواهند توانست بعد از نیروهای خلع سلاح شده سازمان مجاهدین خلق( ارتش آزادیبخش ملی ایران که علیرغم قرار گرفتن نام آنها در لیست تروریست ها هنوز از بعد نظامی مد نظر مقامات آمریکایی هستند) به عنوان دومین نیروی مسلح و منسجم بازیگران عرصه سیاسی و نظامی در ایران شده و همچو عراق حرفی برای گفتن داشته باشند.
این تروریست ها که غرب آذربایجان را به مثابه شاه کلید تشکیل کوردستان یکپارچه می بینند به خود قبولانده اند که اگر در معادلات احتمالی آینده ایران بتوانند نظر فرماندهان آمریکایی را به خود جلب کنند حتما خواهند توانست به راحتی غرب آذربایجان را متصرف و با به اجرا در آوردن پروژه کرکوک و اربیل ترک های غرب آذربایجان را دچار سرنوشت ترک های ترکمن نموده و یک گام به تشکیل کوردستان بزرگ نزدیک خواهند شد.
آیا دکترین تروریسم کورد می تواند در غرب آذربایجان می تواند صورت واقعی به خود بگیرد؟
فرایند حوادث در خاورمیانه موید آن است که منطقه منتظر دگرگونی و تحولات عمیقی است. احتمال بر خورد نظامی بین ایران و آمریکا جدی تر می شود. دولت مردان ایران دریچه های اقتصادی را تنگ تر کرده اند و جامعه را از نظر روانی برای روزهای بحرانی آماده ( سهیمه بندی بنزین و گرانی نان و گرانی آب و برق به عنوان اصلی ترین مایحتاج از جمله آنهاست) می کنند. فضای سیاسی و اجتماعی کشور بشدت مسدود شده است و نیروهای نظامی،انتظامی و امنیتی در آماده باش کامل بسر می برند. این ها همگی بوی نامطلوب نسیم جنگ را به مشام می رساند. بدون شک تروریست های کورد نیز این بو را می شنوند. در این وضعیت آمریکا و متحدانش نیز آنقدر هم بدشان نمی آید که یک نیروی بومی طلاییه دار ارتش آنان باشد و اگر هم ماموریت به نحو احسن انجام شد فرصتی برای آنان داده شده ( مثل ریاست جمهوری جلال طالبانی) و در صورت مصلحت از جنایت های آنها نیز ( تصفیه قومی ترک های ترکمن در کرکوک و اربیل) چشم پوشی شود .
یعنی نتیجه می گیریم که دکترین تروریسم کورد برای تصرف اراضی غرب آذربایجان و نزدیک شدن به ایجاد کوردستان یکپارچه در تئوری امری قابل اجرا به نظر می رسد .
اما این دکترین دارای نواقصات و چالش های بزرگی نیز می باشد که رهبران تروریست کورد، این نواقصات عمده را که می تواند کلیت موجودیت ملت بدبخت کورد را به ورطه نابودی بکشاند از آنان پنهان می کنند و همیشه سرابی مثبت از توهم کوردستان بزرگ در ذهن انسان بدبخت کورد می سازند. رهبران تروریست کورد یک بار در عراق دچار این اشتباه فاحش شده و ( در جنگ اول خلیج فارس بر حسب تغییر دیپلماسی جنگی آمریکا هزاران پیشمرگه کورد توسط نیروهای گارد ریاست جمهوری عراق و نیروهای سازمان مجاهدین خلق در دروازه های بغداد قتل عام شدند) جوانان بدبخت و عامی کورد را قربانی توهم های خود کردند.
با بررسی مختصر موارد ذیل به برخی از واقعیت های پیش روی دکترین تروریست های کورد برای اشغال اراضی غرب آذربایجان می توان دست یافت.
۱- نیروی قدرتمند اطلاعاتی، امنیتی و نظامی ایران.
۲- مقاومت ، مانور و احتمال امتیاز دهی رهبران حکومت اسلامی در دقیقه نود.
۳- شرایط بسیار برتر تورک های آذربایجان در تحولات احتمالی آینده ایران.
۴- دخالت لابی دولت تورکیه در جنگ احتمالی ایران و غرب.
۵- وجود ارتش قدرتمند تورکیه که بدون شک در تحولات آتی منطقه در کنار ارتش آمریکا قرار خواهد گرفت.
۶- دخالت های لابی دولت مستقل آذربایجان.
۷- هم مرزی جمهوری مستقل آذربایجان شمالی با بخش جنوبی آذربایجان.
۸- وجود نظامیان تورک آذربایجانی در سیستم نظامی ایران که علیرغم وفاداری امروزی شان به دولت مرکزی ، در صورت فروپاشی ارتش وسپاه در کنار ملت آذربایجان قرار خواهند گرفت.
۹- رشد روز افزون شعور ملی در بین ملت آذربایجان.
۱۰- قدرت گرفتن حرکت ملی آذربایجان و موفقیت روز افزون آن در به دست گرفتن سکان رهبری ملت آذربایجان.
۱۱- ظهور تشکیلات های ملی در داخل آذربایجان و بیرون آذربایجان.
۱۲- رشد روز افزون سطح آگاهی مردم غرب آذربایجان برای مقابله با تروریسم کورد .
۱۳- تشکیل کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان برای مدافعه همه جانبه از تمامیت ارضی آذربایجان.
در کنار این واقعیت ها که دکترین و استراتژی های تروریسم کورد در اشغال اراضی غرب آذربایجان را با چاه بزرگی روبرو می کند. باید به این امر نیز توجه داشت که قدرت های بزرگ جهانی با توجه فاکت ها و واقعیت های عینی منافع خود را بهتر از همه کس ارزیابی می کنند و هرگز منافع دراز مدت خود را قربانی منافع کوتاه مدت خود نخواهند کرد . شاید در مقاطعی برای رسیدن به سرپل ها از کارت کورد استفاده نمایند ولی در دراز مدت اینچنین نخواهد بود واین مسئله گویای آن است که در مورد غرب آذربایجان بازنده اصلی خود تروریسم کورد خواهند. اما ما نباید این واقعیت را نیز از ذهن خود و ملت آذربایجان دور کنیم که حرکت کند و همه جانبه فعالین و تشکیلات های سیاسی آذربایجان، فرصت لازم را برای ترورییسم کورد فراهم خواهد آورد.
